صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢٧٥ -           فصل مناظرات آن حضرت
مى باشد ) ، آنان على عليه السلام وياران وپيروان أو هستند .
آنگاه امام خارج شد در حاليكه به معاويه مى گفت : بچش پيامد آنچه خود كسب كرده وبدست آوردى ، وآنچه خداوند براى تو وآنان از خوارى در دنيا وعذاب دردناك در آخرت آماده كرده است .
معاويه به اصحابش گفت : وشما نيز پيامد عمل خود را بچشيد ، وليد بن عقبه گفت : سوگند به خدا تو بسيار بيشتر از ما چشيدى ، وتنها بر تو جسارت نمود .
معاويه گفت : آيا به شما نگفتم كه نمى توانيد از مقام أو بكاهيد ، چرا از آغاز فرمانم را اطاعت نكرديد وخواستيد از أو يارى بخواهيد ولى شما را مسخره نمود ، سوگند به خدا بر نخاست تا آنكه خانه بر من تاريك گرديد ، وخواستم أو را دستگير كنم ، امروز وبعد از آن براى شما خير ونيكى وجود ندارد .
مروان بن حكم اين ماجرا را شنيد ، نزد آنان آمد وگفت : چرا مرا حاضر نكرديد ، سوگند به خدا أو وپدر وخاندانش را به گونه أي ناسزا مى گويم كه كنيزان وبنده ها آن را در رقصهاى خود بخوانند ، معاويه نزد امام حسن عليه السلام فرستاد ، هنگامى كه فرستاده نزد ايشان آمد امام فرمود :