صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ١٠
امام حسن عليه السلام در چنين حالت دردناكى با خاطري شكسته وجسمي ناتوان در حالى كه شادابى ونشاط كودكى را از دست داده بود ، بهمراه مادرش به بيت الاحزان مى رفت وروزها را به ماتم واندوه سپرى مى ساخت ، تا شايد از اندوه مادر بكاهد وناله اش را جانسوزتر ومؤثرتر به گوش مردمان بى خبر برساند ، وچون شب فرا مى رسيد به همراه پدرومادرش به خانه برمى گشت ، خانه أي كه خيمه وحشت وسراسيمگى بر آن سايه افكنده بود ، وفقدان پيامبر آن را غمكده أي اندوهبار بنظر مى آورد .
فاطمه عليها السلام فرارسيدن مرگ را احساس كرد ، براى آنكه پيكرش پوشيده بماند از اسماء بنت عميس خواست تابوتي براى أو بسازد ، واو نيز بنابر آنچه در حبشه ديده بود تابوتي را ساخت وحضور ايشان آورد ، در اين هنگام براى اولين بار پس از مرگ پدر لبخندى بر لبان بى رنگ آن محبوبهء خدا نقش بست .
در آخرين روز حيات حضرت زهرا عليها السلام حسنين در كنار قبر پيامبر قرار داشتند ، آنگاه كه به خانه باز گشتند أو را در بستر ديدند ، از اسماء علت را جويا شدند ، واو خبر وفات مادرشان را به آنان داد ، اين دو كودك دردمند در موجى از رنج فرو رفته وفرياد كنان به مسجد دويدند وخبر جدائى مادرشان را به پدر مظلوم خود دادند .
آن حضرت در زمان شيخين پس از مرگ فاطمه عليها السلام على عليه السلام تنها ماند ويگانه ياور صريح