رساله توضيح المسائل - ط امير العلم - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٤ - احكام روزه قضا
مسأله ١١١٢: اگر بواسطه مرض، يا حيض، يا نفاس، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن ماه رمضان بميرد، لازم نيست روزههايى را كه نگرفته براى او قضا كنند.
مسأله ١١١٣: اگر بواسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد، و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد، قضاى روزههائى را كه نگرفته بر او واجب نيست و بايد براى هر روز يك مد كه تقريباً ده سير است طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، ولى اگر بواسطه عذر ديگرى مثلًا براى مسافرت روزه نگرفته باشد، و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند روزههايى را كه نگرفته بايد قضا كند، و احتياط واجب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.
مسأله ١١١٤: اگر بواسطه مرضى روزه ماه رمضان را نگيرد، و بعد از ماه رمضان مرض او بر طرف شود، ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد، بايد روزههائى را كه نگرفته قضا نمايد. و نيز اگر در ماه رمضان غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر بر طرف شود، و تا رمضان سال بعد بواسطه مرض نتواند روزه بگيرد، روزههايى را كه نگرفته بايد قضا كند، و بنابر احتياط واجب براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.
مسأله ١١١٥: اگر در ماه رمضان بواسطه عذرى روزه نگيرد، و بعد از رمضان عذر او بر طرف شود، و تا رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد، بايد روزه را قضا كند، و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها هم به فقير بدهد.
مسأله ١١١٦: اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود، و در تنگى وقت عذرى پيدا كند، بايد قضا را در سال بعد بگيرد، و براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، بلكه اگر موقعى كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از بر طرف شدن عذر روزههاى خود را قضا كند و پيش از آن كه قضا نمايد در تنگى وقت عذر پيدا كند، بايد قضاى آن را بگيرد، و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز هم يك مد غذا به فقير بدهد.
مسأله ١١١٧: اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آنكه خوب شد اگر تا رمضان آينده بمقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد، و براى هر روز از سالهاى پيش يك مد كه تقريباً ده سير است طعام به فقير بدهد.