اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٤ - نكته ٢
تاثير خارج در اعصاب و نخاع- تبديل كميت به كيفيت- عكس بردارى مغز از خارج ترشحات مغز تفسير نموده- و بالاخره اثر مادى ماده معرفى مىكنند- قول به اشباح در بحث وجود ذهنى از فلسفه- بايد در جرگه ايده آليسم جاى گيرند- .
البته اين عقيده تازگى نداشته- از عهد باستان در كتب فلسفه ذكر شده- و از گذشتگان ماديين و گروهى از غير ماديين- نقل شده است ولى امروزه ميان دانشمندان مادى- شهرت بسزائى كسب كرده- و مقبوليت تامى بدست آورده است- و البته سنخ بحثهاى علمى شان- نيز همين نظر را اقتضا مىنمايد- (رجوع شود به نكته ٢ از خاتمه مقاله-١) و بالاخره دانشمندان مادى امروزه روى سه اصل زيرين- ١-در جهان هستى جز ماده چيزى نيست- ماده مساوى است با وجود- .
٢-ماده در تحول و تكامل ذاتى است- .
٣-همه اجزاء ماده در همديگر مؤثرند- .
مجبور شدهاند فكر را مولود و زائيده ماده گرفته- و در همه خواص و آثار همدوش ماده بشمارند- و از اين روى ناچار لباس ١-كليت ٢-دوام(١) ٣-اطلاق- (٢)از تن مفاهيم ذهنيه كنده شده- و خط بطلان (١)دوام در منطق قديم در مبحث قضايا- قضيه را از جنبههاى مختلف تقسيماتى مىنمودند- و از جمله تقسيم قضيه بود بحسب جهت- يعنى كيفيت ارتباط محمول به موضوع- و از اين لحاظ قضيه اقسام مختلفى پيدا مىكرد- شرح همه اقسام از عهده اين مقاله بيرون است- و بايد بكتب منطق مراجعه شود- لكن براى توضيح مطلب بالا مىگوييم- از جمله آن قضايا قضيه دائمه است- يعنى آن قضيهاى كه در وى حكم شده است- بثبوت محمول از براى موضوع دائما و ابدا- مثل مواردى كه محمول خاصيت لا ينفك موضوع است- و قدما براى مثال حركت فلك را ذكر مىكردند- اما پيروان صدر المتالهين - كه بحركت جوهرى قائل بودند- چون جسم فلكى را كه موضوع حركت دورى فلك است- به همراه همه اجسام ديگر متغير و متحرك- بحركت جوهرى ذاتى