اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠ - مقدمه
به طورى كه از كلماتى كه قدما نقل كردهاند برمىآيد- نخستين بحثهاى فلسفى را كه- صورت مكتب فلسفى بخود گرفته- هرمس حكيم تنظيم نموده- و عدهاى از فلاسفه كه هرامسه خوانده مىشوند- در مكتب او تعليم و تربيت يافتهاند- و چنانكه از كتاب علل منسوب به بليناس برمىآيد- در آن عهد فلسفه بنام علل اشياء ناميده مىشده- پيروان اين مكتب بوجود عالمى- ما وراء عالم طبيعت قائل بودهاند- .
پس از اين دوره نظرهاى فلسفى گوناگونى- از ملطيين داريم دوره ملطيين را- مىتوان دوره دوم تكامل فلسفه ناميد- در اين دوره نيز مطابق نقلهاى تاريخى قديم و جديد- و آنچه در كتب فلسفه از عقايد و آراء آنها نقل شده- گفتگو از عالمى ما وراء عالم طبيعت در ميان بوده- همچنين يونانيين معاصر ملطيين- يا متاخر از آنها تا زمان سقراط - .
آنچه هم از فلاسفه هند و چين- كه معاصر ملطيين قرن ششم قبل از ميلاد- يا قبل از آنها بودهاند نقل شده است- تقريبا همينطور است- بالاخره در ميان پيشينيان يك مكتب مشخص فلسفى- كه داراى پيروانى بوده باشد- و بكلى منكر ما وراء الطبيعه بوده باشد- نمىتوان پيدا كرد- افراد مادى و دهرى كه در غالب ازمنه بودهاند- غالبا كسانى هستند كه در حال حيرت و ترديد بودهاند- و مدعى بودهاند كه ادله الهيون آنها را قانع نكرده است- .
على هذا براى فلسفه مادى- نمىتوان يك سابقه تاريخى پيدا كرد- و تنها در قرن هيجدهم و نوزدهم بود- كه در اروپا فلسفه مادى به عللى كه عن قريب خواهيم گفت- سر و صدائى راه انداخت- و قيافه يك مكتب فلسفى بخود گرفت- و در مقابل ساير مكاتب عرض اندام و اظهار قدرت نمود- هر چند طولى نكشيد كه در قرن بيستم- با