اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٩٧ - ناآرامیهای اجتماعی در شیراز
آرامش کوتاهی برقرار شود، ترس آمریکاییهای مقیم این شهر از بین خواهد رفت، ولی بحرانی شدن
اوضاع امنیت شخصی آمریکاییان را به خطر انداخته و ممکن است پرسنل مشغول به کار در پروژه های
آمریکایی هدفهای بزرگ ثانوی تظارات وسیع قرار گیرند.
در همین حالی که روحیه تظاهرات گسترش می یابد، ظاهرا تنها مداخله خارجی می تواند مانع از بروز
خشونت بیشتر گردد، و شاید این رویداد خارجی تابه حال به وقوع نپیوسته باشد. کودتای کمونیستی در
کشور همسایه ایران یعنی افغانستان که گویا تحت پوشش تظاهرات مذهبی و محافظه کارانه انجام گرفته
تأثیر هشیار کننده ای داشته است، چون سه روز است که تظاهراتی برگزار نشده است. اگر تظاهر کنندگان
متقاعد شوند که تظاهرات آنها کمکی به پیشبرد اهداف کمونیستی خواهد بود، سعی خواهند کرد جنجال
آنچنانی برپا نکنند. با این حال، حتی اگر اصفهان آرام شود، مشخص شده که عناصر ارتجاعی مذهبی
قادرند حمایت بسیای از مردم را جلب کرده و جمعیت عظیمی را برای برپایی تظاهرات جذب نمایند؛ و در
عین حال که این تظاهرات (مسالمت آمیز) است، ولی از مبادرت به خشونت و درگیری نیز ابایی ندارند. این
موضوع یک نتیجه گیری عمومی است و مربوط به رویدادی خاص نمی باشد و همچنان ثبات کشور را
تهدید خواهد کرد حتی اگر این تظاهرات و آشوبها به آرامش کشانیده شود.مک گافی
ناآرامیهای اجتماعی در شیراز
سند شماره (١٢)
تاریخ : ١٤ مه ١٩٧٨ ٢٤ اردیبهشت ١٣٥٧طبقه بندی: خیلی محرمانه
از : کنسولگری آمریکا در شیرازبه: وزارت امور خارجه
موضوع : ناآرامیهای اجتماعی در شیراز
در تمام طول هفته هفتم ماه مه شیراز نیز مانند دیگر شهرهای موجود در قلمرو کنسولگری و نیز دیگر
شهرهای ایران شاهد موجی از تظاهرات ضد رژیم بود. تلاش تظاهر کنندگان بیشتر بر چهلمین روز بروز
به خشونت در تاریخ ٣٠ مارس که ٤٠ روز پس از شورش تبریز که آن هم ٤٠ روز پس از قتل عام ژانویه
در قم بود، متمرکز گردیده بود. آنچه مسلم است این است که این دوره های بزرگداشت چهل روزه وسیله ای
شده برای بروز احساسات ضد رژیم که در جامعه ایران ریشه های عمیق و گسترده ای دارد. رشد روند
روبه خشونت در شیراز حاکی است که بسیاری از ایرانیهای مذهبی (و احتمالاً نقاط دیگر کشور) عمیقا
نگران ماهیت حکومت و جنبه های برنامه های نوگرایی در کشورشان می باشند.
ولی وجود این واقعیت که دو گروه یعنی عناصر نوگرا مرکب از دانشجویان دانشگاهی و نیروهای
محافظه کار اسلامی در تظاهرات و خشونتها درگیر بوده اند. ارزیابی علل نهفته در ناآرامیها را دشوارتر و
پیچیده تر می سازد و ضروت آزادیهای سیاسی بیشتر به نظر می رسد که مستقیما با نادانی محافظه کاران در
تضاد است. در حقیقت، خط تمایز بین این دو گروه معمولاً، به واسطه جاه طلبیهای بسیاری از عناصر نوگرا
نادیده گرفته می شود. در اغلب اوقات چنین به نظر می رسد که این افراد آماده اند تضاد آشتی ناپذیر روند
نوآوری را با بنیادگرایی اسلامی تحت الحمایه منتقدین محافظه کار رژیم نادیده بگیرند. گرایش به عدالت
اجتماعی در فلسفه اسلامی نیز ظاهرا وحدت عجیب و غریب آنها را منطقی جلوه گر می سازد، چون سبب
می شود که نوگرایان و مسلمانان خرافاتی که بیشتر نگران تأثیر این روند نوگرایی بر شکل مذهب خود به
صورت که در میان مردم به آن عمل می شود، نه به لحاظ ماهیت فلسفی آن، به نوعی اشتراک هدف برسند.