اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٩٤ - تقاضای کشورهای سازمان همکاری و عمران اقتصادی برای نفت اوپک
خوش بینانه می باشد. این قضاوتها در مورد آمریکا، مقداری افزایش قیمتها را حتی در غیاب عدم
تعادلات بیشتر در قیمتها در نظر می گیرند. هرگونه افزایش بیشتر در قیمتها و یا دیگر اقدامات مؤر بر
افزایش قیمتها، احتمالاً تا نیمه دوم سالهای ١٩٨٠ بر تولید تأثیر بسیار نخواهند داشت.
محاسبات مربوط به تولید و مصرف انرژی در رابطه با منابع اصلی انرژی از قبیل نفت خام، گاز طبیعی
مایع، زغال سنگ، گاز طبیعی، انرژی اتمی و انرژی هیدروالکتریک و ژئوحرارتی انجام گرفته است.(١) تمام
منابع انرژی به معادل آنها یعنی یک میلیون بشکه نفت در روز تبدیل شده است.
تصویر ٤
نگرشی بر تقاضای انرژی کشورهای عضو سازمان همکاری و عمران اقتصادی
در سالهای ٧٠-١٩٦١ تقاضای انرژی کشورهای عضو سازمان همکاری و عمران اقتصادی سریعتر
از تولید واقعی ناخالص ملی افزایش یافت، درحالیکه قیمتها نسبی انرژی مداوما کاهش پیدا کرده بودند.
با کند شدن سیر نزولی قیمتهای نسبی در سال ٧٣-١٩٧١ افزایش تقاضا برای انرژی با سرعت کمتری از
تولید واقعی ناخالص ملی در سه منطقه از چهارمنطقه سازمان همکاری و عمران اقتصادی افزایش پیدا
کرد. پس از آن در سالهای ٧٦-١٩٧٤ افزایش شدیدتری در قیمتهای نسبی پدید آمد و رشد تولید
ناخالص ملی به میزان قابل ملاحظه ای بر تقاضای انرژی فزونی یافت. (به شکل ٤ نگاه کنید). روابط
تاریخش مشاهده شده بین تقاضا برای انرژی، تولید واقعی ناخالص ملی، و قیمتهای نسبی انرژی در
سالهای ٧٦-١٩٦١ از طریق مدلهای معادلات ساده (تک مجهولی) تقاضای انرژی در هریک از چهار
منطقه سازمان همکاری و عمران اقتصادی به مقادیر کمی تبدیل شدند. به طور کلی، درنتیجه هریک
درصد افزایش در تولید واقعی ناخالص ملی، تقاضا برای انرژی ٩٦/٠ درصد تا ١/١ درصد افزایش
می یافت در حالی که در برابر هریک درصد افزایش در قیمتهای نسبی انرژی، در تقاضا برای انرژی ٢٠/٠
درصد تا ٢٧/٠ درصد با گذشت زمان بسته به منطقه موردنظر کاهش پدید می آمد. گرچه این نتایج از نظر
تئوریک منطقی می باشند و با اطلاعات تاریخی به خوبی مطابقت می کنند، ولی باید یادآور شد که دیگر
محققین با استفاده از معادله هایی با مشخصات متفاوت و دوره های زمانی نمونه، کششهای قیمت و درآمد
متفاوتی به دست آورده اند. به طور مثال در بعضی از مطالعات و بررسیها در آمریکا به تخمین درآمد اساسا
پایین تر و کشش قیمت بالاتری از ما دست یافته شده است. در نتیجه، چون بیش بینیهای چند ساله (بلند
مدت) تغییراتی که از اختلاف بین پارامترها حادث می شوند را بزرگتر نشان می دهد، پیش بینی ما در مورد
تقاضای انرژی آمریکا برای سال ١٩٨٥ در مقایسه با دیگر محققیننی که به کششهای پایین تر درآمد دست
یافته اند، کمی بیشتر می باشد.(٢)
برای آزمایش تقریبی صحت روشها و مراحل برآوردهایمان در پیش بینی صرفه جویی اخیر انرژی، ما
١- به ضمیمه الف در رابطه با متدولوژی مراجعه نمایید. ٢- ضمیمه ”الف“ را نیز مشاهده کنید.