اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٣٤ - آموزش و نیروی انسانی
وزارت علوم و آموزش عالی به فارغ التحصیلان برای گرفتن شغل در آینده کمک خواهد نمود، درجات
تحصیلی خارجی را ارزیابی خواهد نمود و فعالیتهای مختلف آموزشی در سطح دانشگاه را سرپرستی
خواهد کرد. تعداد ٠٠٠/٤٠ دانشجو و دانش آموز داوطلب در یک طرح ٢٤ میلیون دلاری توسعه در
تابستان در مناطق روستایی شرکت کردند و انتظار می رود که تعداد آنها تا سال ١٩٧٨ به یک میلیون نفر
برسد.
شاه فرمان داده است که هشت سال اول آموزش منجمله یک جیره شیر و پروتئین روزانه برای هر
دانش آموز مجانی باشد. قانون دیگری والدین را از ممانعت فرزندانشان برای حضور در مدارس منع
می کند. برای اطمینان پیدا کردن از اینکه از قانون تخطی نخواهد شد، برای هر کودک تازه متولد یک کارت
آموزشی صادر خواهد شد. این فرمان منجر به افزایش سریع تعداد کودکان ایرانی شد که آموزش ابتدایی
می بینند. برطبق ارزیابیهای رسمی ٧٧% از ٠٠٠/٧٦٤/٤ کودک ایرانی بین سنین ٦ تا ١٠ سال در حال
حاضر در مدارس ابتدایی عادی و مدارس سپاهی دانش و یا کلاسهای مبارزه با بیسوادی ثبت نام کرده اند.
وزارت آموزش و پرورش مسؤل اجرای فرمان تا سال ١٩٧٤ شد. در عمل، هنوز امکان نداشته است که
طرح نهار مجانی کاملاً اجرا گردد و در نوامبر ١٩٧٤ مسئولیت اجرای این بخش از برنامه به وزارت
بازرگانی سپرده شد. مشکلات توزیع و خراب شدن (مواد غذایی) همچنان ادامه پیدا کردند، ولیکن تلاشی
عمده برای بهبود مؤثر تغذیه تعداد زیادی دانش آموز انجام شده بود. علاوه بر این شاه اشاره کرده است که
آموزش عالی مجانی منجمله هزینه های زندگی در صورتی که دانش آموز و دانشجو موافقت کنند که یک
سال در مقابل هرسال تحصیلی دبیرستان و ٢ سال در مقابل هرسال تحصیلی دانشگاه برای کشور کار کنند
به وسیله دولت فراهم خواهد شد. تعلیمات فنی دانشگاهی بدون شرایط بازپرداخت فراهم خواهد شد. در
کوتاه مدت کیفیت آموزشی به خاطر کمبود حاد معلم که ٠٠٠/٣٠ در سال تخمین زده شده احتمالاً پایین
خواهد بود و برای چند سالی نمی توان برآن غلبه نمود؛ چون که ظرفیت آموزش معلم در ایران ٠٠٠/١٠ تا
٠٠٠/١٣ می باشد. به علاوه با در نظر داشتن درصد بالای رشد جمعیت ایران کل کودکان سن دبستان که
در حدود ٨/٤ میلیون در سال ١٩٧١ تخمین زده شده، در سال ١٩٨٦ به ٦/٨ میلیون خواهد رسید،
افزایشی که هر سیستم آموزشی را تحت فشار قرار خواهد داد. این کمبود فقط یک جهش ناگهانی تقاضای
معلم را منعکس نمی کند، بلکه همچنین حقوق سطح پایین آنها و احترام کمی که ایرانیها برای این حرفه
قائلند را منعکس می سازد. ایرانیان از این مشکل آگاهی دارند و در سپتامبر ١٩٧٤، کنفرانس رامسر رأی
به فراهم نمودن حقوق بهتر، بیمه و مسکن و دیگر خدمات رفاه اجتماعی برای جلب افراد بیشتری به حرفه
معلمی داد. این منجر به تهیه برنامه ای جهت ساختمان ٧٠٠ واحد مسکونی برای معلمان در تهران شد.
هرچند با گفتگو برسر مکان آن به تأخیر افتاد، ولی نمایش واقعی تصمیمی است که به طور مطلوبی معلمان
آینده را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در این اثنا سپاهیان دانش و مبارزه با بیسوادی آسودگی خاطری در
مورد کمبود معلم برای مناطق روستایی فراهم می آورند و مقامات امیدوارند که از طریق آموزش
تلویزیونی و استفاده از معلمانی که شرایط پایین تری نسبت به بقیه دارند، کمبود معلم را برای درسهای
ابتدایی کاهش دهند.ضمنا ساختمان دانشگاه و مدارس ابتدایی با سرعت به جلو می رود. در سال گذشته
٧٠٠ مدرسه ابتدایی و متوسطه ساخته شد. بودجه دانشگاه تهران از ٨/١٣ میلیون دلار به ٨٤ میلیون دلار
افزایش پیدا کرد و تعدادی دانشگاههای منطقه ای برای مناطق درو دست کشور برنامه ریزی شد.