اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٩٠ - انقلاب سفید
در زمینها می توان علاقه به تولید بیشتر را در آنان کم کم ایجاد نمود.
قبل از به اجرا درآمدن قانون اصلاحات اراضی تنها یک درصد از مردم که بیشتر آنها ملاکین غایب
بودند مالکیت بیش از نصف زمینهای زراعی کشور را در اختیار داشتند. این قانون آنان را مجبور کرد که
به استثنای مقداری خاص کلیه املاک خود را بفروشند و برای روستاییان شرایطی فراهم کرد که بتوانند
پول زمین را در مدت ١٥ سال بپردازند. اداره اوقاف مذهبی که ١٥ تا ٢٥ درصد دیگر زمینها را در اختیار
داشت موظف شد، که این زمینها را ٩٩ ساله به مستأجرین خود اجاره دهد. در سال ١٩٧١ دولت اعلام
داشت که کار تقسیم اراضی پایان یافته است. اگر چه آمار دقیقی در مورد مقدار ملاکینی که مشمول این
قانون شده بودند در دست نیست، ولی دولت ادعا می کند که کلیه ٥٢٨١٨ روستای موجود در ایران تحت
پوشش این قانون قرار گرفتند و هم اکنون ١٨٥٠٠٠٠ مالک جدید وجود دارد. به هر حال منافع اقتصادی
حاصله به میزان مورد انتظار نبوده است.
روستاییانی که در سیستم گذشته زمینداری تنها قوت لایموتی برای ادامه زندگی به شدت می آوردند
برای خرید بذر و سایر مایحتاج هنوز محتاج پولند و به علاوه حالا فشار مالی برای پرداخت پول زمینها
نیز دامنگیر آنها شده است.
از نظر دولت بازدهی کشاورزی به میزان مورد نظر افزایش نیافته است. روستاییان همچنین سرمایه
لازم جهت خرید تجهیزات مکانیزه و کودهای شیمیایی که می تواند تولید و بازدهی را بالا ببرد در اختیار
ندارند. دولت معتقد است که مکانیزه کردن کشاورزی تنها در صورتی امکان پذیر است که خرده مالکین
شرکت تعاونی تشکیل دهند، و هم اکنون سرگرم ترویج تشکیل چنین تعاونهایی در این مرحله از برنامه
اصلاحات ارضی است. ایران برای اداره شرکتهای تعاونی هم که قبلاً تشکیل شده اند نیروی انسانی تعلیم
دیده کافی در اختیار ندارد. آنهایی که برای تشکیل شرکت تعاونی گرد هم آمده اند از کمبود سرمایه و عدم
کارایی مدیریت رنج می برند. مشکلات و مسائل روستاییان تنها در اثر کمبود پول نیست. جهالت، بیماری
و عدم آگاهی از روشهای دیگر زراعتی که کارایی بیشتری دارند نیز از دیگر مسائلی است که گریبانگیر
آنان است. هر یک از این نقایص به نظر می رسد که در تقویت سایر مشکلات برای بازداشتن کشاورز از
ادامه راهی که خود را در آن یافته، مؤثر می باشد، انقلاب سفید درصدد توسعه آموزش در جهت تعلیم سواد
خواندن و نوشتن، بهداشت و پیشرفت جامعه است. اقدام دولت در این زمینه شامل تشکیل گروههای
سربازان وظیفه به نام سپاهی است که براساس خط مشی های نظامی سازماندهی می شوند. تشکیل این
سپاهها به فارغ التحصیلان مدارس متوسطه و دانشگاهها این فرصت را می دهد که در عوض خدمت
سربازی در زمینه آموزش خود به روستاها رفته و به مردم این مناطق خدمت کنند. موفقترین این گروه
سپاهیان دانش بوده اند که در روستاهایی که در آنها هیچ مدرسه رسمی تشکیل نشده، فعالیت دارند. آمار
دولتی نشان می دهد که تا سال ١٩٧١ سپاهیان بهداشت ٤/١ میلیون نفر را در زمینه خواندن و نوشتن
مقدماتی تعلیم داده اند. کمی پس از روشن شدن موقعیت سپاه دانش، سپاه بهداشت را به عهده داشت. در
جریان اجرای این برنامه ٦٦٠٠ سپاهی از میان اطباء و پرسنل بهداشتی در کلینیکها و خانه های بهداشت و
٥٠٠ واحد سیار در سرتاسر کشور به کارگماشته شدند. بنا به گفته شاه تعداد روستاییانی که به خدمات این
سپاهیان دسترسی داشتند، از یک میلیون در سال ١٩٦٢ به ٨ میلیون یعنی تقریبا ٥٠ درصد جمعیت
روستایی در سال ١٩٧١ افزایش یافته است. در این میان سپاهیان ترویج به دلیل کمبود پرسنل ورزیده در