اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٣٤ - توضیحات
کشور به داشتن روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای مراکش، عربستان، کویت و... می باشیم. این
مواضع به وضوح تفسیر نزدیکی دو اردوگاه شرق و غرب است و همسانی اهداف و ماهیت ساختاری
یکسانشان را می رساند.
تغییر سریع دولتهای چند کشور در حال توسعه در نیمه اول سال ١٩٧٨ زمینه را برای دیپلماسی نظامی
و اقتصادی شوروی در جهان سوم فراهم می سازد. در افغانستان یک کودتا دولت وابسته به شوروی را به
قدرت می رساند و شوروی به این بهانه که رژیم بی تجربه جدید را در تحکیم قدرت خودیاری دهد،
حضور نظامی و اقتصادی خود را افزایش می دهد. از همین اوان در شبه جزیره عربی، مارکسیستهای
طرفدار مسکو، پس از کودتای ماه ژوئن، کنترل یمن جنوبی را به دست می گیرند و راه را برای افزایش
حمایتهای روسها بازتر می کنند.
علیرغم چند معامله بزرگ تسلیحاتی - اقتصادی با کشورهای فوق و چند کشور در حال توسعه
دیگر، قراردادهای نظامی کمونیستی منعقده با کشورهای روبه رشد در طی سالهای ١٩٧٥ تا ١٩٧٨ به
پایین ترین سطح خود نزول می کند. برای این کاهش دلایل متعددی ارائه می شود که بیشتر آنها را باید به
عنوان باختهای کشور شوروی و اقمارش در برابر رقبای غربیشان قلمداد کرد. از جمله این دلایل می توان
نیاز کشورهای خریدار برای جذب سلاحهای خریداری شده در سالهای ٧٧-١٩٧٦، از دست رفتن
مشتریها و تنزل نفوذ تسلیحاتی شوروی را نام برد. سه عامل عمده از سوی آمریکا به عنوان عوامل از
دست رفتن مشتری و تنزل نفوذ تسلیحاتی شوروی قلمداد می شود. عامل اول به روسها و مشکلات
مربوطه برمی گردد از قبیل فقدان آمادگی شوروی برای واگذاری تخفیفهای قابل توجه به خاطر مسائل
اقتصادی، عدم امکان ارائه قطعات و تجهیزات یدکی، کیفیت پایین تسلیحات و لوازم ارسالی. عامل دوم
برتریها تکنولوژیکی، بازاریابی و خدمات جذابتر غرب را مطرح می کند که با نفوذ به درون پایگاههای
سنتی روسها (عراق، هند و سوریه) بازار را از دست روسها گرفته اند. سومین عامل به کشورهای خریدار
برمی گردد که به واسطه تحولات سیاسی جهانی و موضع گیریهای خویش قصد داشته اند که منابع
تسلیحاتی خود را متنوع گردانند. در نهایت آنچه از این دلایل برمی آید چیزی جز تفوق و برتری
کشورهای غربی به ویژه آمریکا، فرانسه و انگلستان را در یک رقابت بلند مدت با روسها برمبنای
خصلتهای مشترک «نفع طلبی» و «قدرت طلبی» نمی رساند.
سال ١٩٧٨ عظیم ترین حرکتهای رو به غرب هواداران سنتی روسها شروع می شود. به طور مثال عراق
که زمانی تصور می شد موفق خواهد شد که جای مصر ناصری را در میان اعراب بگیرد و حتی مقامات
روسی فتوای «مترقی تر» بودن آنها را صادر کرده بودند، مبادلات گسترده تجاری، تسلیحاتی با غرب به
ویژه فرانسه برقرار کرد. سوریه نیز به واسطه اتکای به کمکهای کشورهای ثروتمند عربی وابسته به غرب و
تمایل این کشورها به خریدهای تسلیحاتی از غرب طبیعتا گرایشاتی را برای متنوع ساختن سیستم
سلاحهای نظامی خود بروز داد. هند نیز بر مبنای تمایل مذکور یعنی ایجاد تنوع در سیستمهای نظامی -
صنعتی وضعیتی مشابه سوریه پیدا کرد.
در آفریقا گذشته از لیبی و الجزایر که جزء تأمین کنندگان عمده ارزهای ناشی از مبادلات و
همکاریهای تجارتی، تسلیحاتی برای روسها و دیگر کشورهای کمونیست هستند. کشورهایی مانند
آنگولا و اتیوپی در شاخ آفریقا را باید مد نظر قرار داد. این کشورها به واسطه حکومتهای مارکسیست و