اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٢١ - ضمیمه الف متدولوژی
انرژی همان سال آن منطقه است. ضریب متناسب سال اول به عنوان کشش قیمت کوتاه مدت تقاضای
انرژی آن منطقه به حساب می آید. علاوه بر این، افزایش قیمت انرژی هر سال موجب می گردد که تقاضای
انرژی در سالهای بعدی کاهش یابد. تأثیر کلی افزایش قیمت بر تقاضا به وسیله کشش قیمت در درازمدت
اندازه گیری می شود.
از نظر ریاضی ما فرض می کنیم که تقاضای کلی انرژی هر منطقه در هر سال که ED(t) است، با تولید
ناخالص ملی واقعی هر منطقه یعنی GNP(t) و قیمت های انرژی در گذشته و حال یعنی P(t)، P(t-١)،
P(t-٢)،... بستگی دارد. و نیز تقاضای انرژی ED(t) بر چند پارامتر تقریبی یعنی عامل ثابت AO، تقاضای
انرژی/ نوسان تولید ناخالص ملی A١ و کشش ها یعنی BO، B١، B٢ و... بستگی داشته، و با تغییرهای
قیمت یعنی P(t)، P(t-١)، P(t-٢) تطابق می نماید. کشش قیمتها فرضاً در طول این مدت یک سیر نزولی
هندسی را در پیش می گیرد. خصوصا اینکه، ما از حرف Lبرای نشان دادن ارزش صفر تا یک و از حرف B
برای نشان دادن پارامتر منفی برآورد استفاده کرده ایم، یعنی BOنتیجه حاصل ضرب B در L به توان صفر
است، و B١=B.(L١(، B٢=B.(L٢(، والخ.
بنابراین لگاریتم طبیعی تقاضای انرژی (InED(t)) را می توان به صورت زیر نوشت:
١nED(t) = ١nAO + Al.LnGNP(t) + BL١nP(t) + BL١١InP(t-١) + BL٢١nP(t-٢) + ....
بنابراین
(L)١nED (t-١) = (L) ١nAO = (L) (A١LnGNP(t-١)) + BL١nP(t-١) + BL٢١nP(t-٢) +
BL٣١nP(t-٣) +...
جدول الف ٦
با درنظر گرفتن اختلاف بین این دو معادله و ترتیب عنوانی آنها، می توانیم شکل کلی معادلات تقاضای
انرژی خود را به دست آوریم:
١nED(t) = (١-L)InAO + A١LnGNP(t) -(L) (A١LnGNP (t-١) + B١nP(t) + (L)١nED(t-١).
برآوردهای ما در مورد پارامترهای معادله تقاضا در جدول الف ٧ نشان داده شده است.
اگر از این برآوردها برای پیش بینی تقاضای انرژی در گذشته استفاده می کردیم، پیش بینی ها صحیح
می بودند و برای هریک از چهار منطقه سازمان همکاری و عمران اقتصادی ٤+ درصد و برای کل
کشورهای این سازمان معادل ٣+ درصد می بود. (به جدول الف ٨ تا الف ١٢ نگاه کنید).
پیش بینی های جایگزین تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی
تغییرات جزئی در پارامترهای معادله تقاضا می تواند موجب بروز اختلافات بزرگ در پیش بینی
تقاضای انرژی بشود. معادله تقاضای انرژی آمریکا مثال خوبی در این مورد است. برآورد ما در مورد
نوسان انرژی و تولید ناخالص ملی آمریکا معادل ١/١ می باشد. حال اگر به جای آن تنها از رقم ٠/١
استفاده کنیم و کشش قیمت در کوتاه مدت و دراز مدت را نیز تا حدودی افزایش دهیم (یعنی نقش تولید
ناخالص ملی را کم اهمیت و نقش قیمت را در تعیین تقاضا پراهمیت بدانیم) منتج به یک معادله تجدیدنظر