اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٨٣ - عرضه نفت اوپک تا پایان سال ١٩٨٥
قابل ابقاء کلی عربستان سعودی نیز تا پایان سال ١٩٨٥ می تواند به سطح روزانه ٥/١٢ میلیون بشکه
افزایش یابد. سهم عربستان سعودی در تولید نفت منطقه بی طرف نیز در همین مدت روزانه معادل
٠٠٠/٥٠٠ بشکه خواهد بود. برای اینکه بتوان روزانه ٠٠٠/٥٠٠ بشکه دیگر تولید نمود چند راه دیگر
نیز وجود دارد که به طور مثال به ذکر آنها می پردازیم:
منطقه الشیبه که حاوی نیمی از ذخایر تثبیت شده ٢٢ حوزه شناخته شده سعودی است هنوز مورد
بهره برداری قرار نگرفته و تقریباً گسترش یافته است. آرامکو به علت محدودیتهای موجود در امر
سرمایه گذاری کار در آنجا را متوقف کرده است، ولی معتقد است که تا پایان سال ١٩٨٥ می توان روزانه
٠٠٠/٥٠٠ بشکه نفت از الشیبه استخراج نمود.
* منیفه، که در سال ١٩٧٧ روزانه ٠٠٠/٤٥ بشکه نفت تولید می کرد، قرار بود طبق برنامه آوریل
١٩٧٧ آرامکو، سطح تولید روزانه آن به ٠٠٠/٤٧٥ بشکه برسد. ولی چون نفت خام منیفه بسیار سنگین و
حاوی ناخالصیهای فلزی می باشد و از نظر پالایشی فقط درحداکثر ظرفیت تولیدی مقرون به صرفه است،
توسعه آن یکی از اولین برنامه هایی بود که هنگام کاهش برنامه های تولیدی توسط آرامکو لغو گردید؛ ولی
کار پیرامون آن را می توان دوباره از سرگرفت.
علاوه بر این، نصب واحدهای نمک زدایی در منطقه آرامکو می تواند موجب افتتاح دوباره چاهها و
بالا بردن ظرفیت تولیدی کلی کشور به سطح ٥/١٢ میلیون بشکه در روز بشود.
افزایش ظرفیت قابل ابقاء به سطحی بالاتر از ٥/١٢ میلیون بشکه در روز تا اواسط سالهای ١٩٨٠
متضمن تغییرات عمده ای در اولویت پروژه ها و تعهدات عمده و جدید در زمینه سرمایه گذاری است.
محدودیت سرمایه گذاری موضوعی مرتبط با خط مشکی و بنا بر این قابل تغییر است. الغوار دارای توانی
قابل توجه برای افزایش ظرفیت در درازمدت می باشد. لیکن بعضی از برنامه ها را نمی توان تا پایان سال
١٩٨٥ به مرحله اتمام رسانید.
حفظ فشار ذخایر به میزان لازم در سطوح تولیدی بالای ٥/١٢ میلیون بشکه نفت در روز، مستلزم
تزریق مقادیر بالقوه بیشتر آب از آنچه که در برنامه های جاری پیش بینی شده و در بالا شرح آن رفت
خواهد بود. لیکن یک برنامه جامع تزریق آب دریا علاوه بر دو برنامه تصویب شده فعلی تا زمانی که
عملکرد اولین پروژه برای شمال العثمانیه کاملاً ارزیابی نشده، نمی تواند طرحریزی شود. اگر مدت یک
سال برای ارزیابی و یک سال هم برای طرح ریزی درنظر بگیریم، دومین فرصت برای تصویب این پروژه
سال ١٩٨٠ خواهد بود. حدودا پنج سال وقت برای ساختن و نصب اقلام عمده تجهیزات ضروری لازم
است. البته با این فرض که تولیدکنندگان عمده ظرفیت تولیدی لازم را داشته باشند. بنابراین تکمیل شدن
برنامه تزریق آب در سال ١٩٨٥ امکان پذیر خواهد بود. لیکن بکتل Bechtelکه مهمترین پیمانکار دو
پروژه موجود تزریق آب می باشد، معتقد است که این مدت زمان برای مدیریت خوب پروژه مناسب
نیست. حتی با فرض اینکه سعودیها زودتر از موعد تصمیم به گسترش ظرفیت بگیرند. خیلی محتمل به
نظر می رسد که ملاحظات مدیریتی، رقابت دیگر خریداران تجهیزات و وقفه های معمولی کار که در
پروژه های بزرگ مهندسی با آن برخورد شده تکمیل آنها را تا سال ١٩٨٦ و یا ١٩٨٧ بتعویق افکند.
البته ظرفیت تولیدی نفت بدون ظرفیت اضافی تزریق آب نیز می تواند افزایش یابد ولی این امر نیز
مستلزم آن است که سعودیها اجازه دهند که آب به داخل حوزه های نفتی و نه اطراف آنها تزریق گردد.