ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤ - مقصود
بيان آيه ٢٨- ٢٩- ٣٠
لغت
بسط: دراز كردن و گستردن، ضد قبض تبوء: ترجع، بازگشت كنى.(باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ) يعنى «رجعوا». مصدر آن «بَوء» بمعناى رجوع است. طوّعت: فعل ماضى از باب تفعيل از ريشه «طوع» به معناى رغبت، يعنى رغبت نشان داده.
افعال بر دو قسمند: دستهاى بفاعل هم متعدى ميشوند مثل: «قتل نفسه» و دستهاى بفاعل متعدى نشوند، مثل امر و نهى كه از عالى بدانى است و كسى خودش را امر يا نهى نكند.
اعراب
(لَئِنْ بَسَطْتَ): لام قسم. جواب آن(ما أَنَا بِباسِطٍ) كلمه «ما» جواب شرط واقع نميشود، زيرا صدارت طلب است البته در جواب قسم واقع شدن لطمهاى بصدارت طلب بودن وارد نمىكند. همچنين «ان و «لام» ابتدا نيز در جواب قسم واقع ميشود لكن «فا» در جواب قسم واقع نميشود، زيرا چيزى كه براى آن سوگند ياد ميشود، با وجوب سوگند، واجب نميشود. قسم در حقيقت مؤكد مورد قسم (و جواب) خويش است حال آنكه جواب شرط، با وجوب شرط واجب ميشود.
هر گاه در كلام، هم قسم باشد و هم شرط، جواب براى قسم آورده ميشود و جواب شرط بقرينه آن حذف ميشود. مثل همين آيه،
مقصود
اكنون خداوند دنباله سرگذشت را به اين صورت بيان مىكند كه: وقتى قابيل هابيل را تهديد بقتل كرد، هابيل به او گفت: