ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٠ - مقصود
(وَ مَا اعْتَدَيْنا): ابن عباس گويد: يعنى آن دو نفر سوگند ياد مىكنند كه: در مطالبه حق خويش، از حق نگذشتهايم. و بقولى: يعنى در اينكه گفتهايم: شهادت ما بهتر از شهادت آنهاست، اجحاف نكردهايم.
(إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ): اگر اجحاف كنيم، درباره خود ستم كردهايم.
اين آيه و آيه پيش، از لحاظ اعراب و معنى و حكم، از مشكلترين آيات قرآن است. ما در اينجا براى توضيح و بررسى آن حد اكثر كوشش را بعمل آوردهايم و سراغ نداريم كه احدى از مفسران، به اين كار توفيق يافته باشند.
(ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها): اين سوگند دادن يا اين حكم، براى عدم كتمان شهادت و درست ادا كردن آن، مؤثرتر است، زيرا سوگند، از بسيارى از كارها جلوگيرى مىكند- كارهايى كه بدون سوگند، جلوگيرى از آنها دشوار است.
(أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ): و همچنين بواسطه اينكه مىترسند، اولياى ميت، سوگند ياد كنند و آنها مفتضح و رسوا گردند و از آنها غرامت گرفته شود، مجبور مىشوند كه شهادت را درست ادا نموده، از خوردن سوگند دروغ خوددارى كنند.
(وَ اتَّقُوا اللَّهَ): از خدا بترسيد و سوگند دروغ نخوريد و در امانت، خيانت نكنيد.
(وَ اسْمَعُوا): و موعظه را بشنويد.
(وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ): خداوند مردم فاسق را به سوى بهشت و پاداش آخرت، هدايت نمىكند.