ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨١ - ترتيب كفارات
بوده، حيوان را در منى قربانى مىكند.
(أَوْ كَفَّارَةٌ طَعامُ مَساكِينَ): درباره آن دو قول، نقل شده است:
١- عطا گويد: منظور اين است كه حيوانى كه بايد قربانى شود، قيمت مىكند و قيمت آن را بطعام تبديل و به مستمندان صدقه مىكند. اين قول، صحيح است.
٢- شكار را فرض مىكنند زنده است و قيمت مىكنند، سپس قيمت آن را تبديل بطعام و صدقه مىكنند. اين قول از قتاده است.
(أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً): در اينباره نيز دو قول است:
١- عطا گويد: منظور اين است كه در برابر هر مدى (تقريباً يك چارك) از طعام كه بايد صدقه دهد، يك روز روزه بگيرد. مذهب شافعى هم همين است.
٢- منظور اين است كه در برابر هر دو مدى يك روز روزه بگيرد. از ائمه ما (ع) نيز همين معنى روايت شده و راى ابو حنيفه هم همين است.
ترتيب كفارات
برخى گفتهاند: اين كفارهها به ترتيب هستند. ابن عباس و شعبى و سدى گويند:
آمدن لفظ «او» به خاطر اين است كه كفاره، از اين سه، خارج نيست.
برخى گفتهاند: شخص مخير است كه يكى از اين كفارات را بدهد. از ابن عباس بنا بروايتى ديگر و عطا و حسن و ابراهيم، چنين نقل شده و مذهب ابو حنيفه و شافعى نيز همين است. اصحاب ما هر دو قول را روايت كردهاند.
(لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ): براى اينكه اگر توبه نكرد، كيفر كردار خود را در آخرت ببيند. برخى گويند: يعنى وخامت و دشوارى كيفر كردار خود را بوسيله كفاره، بچشد.
پرسش ترديدى نيست كه دادن كفاره، عبادت و عبادت، نعمت و مصلحت است. چرا «وبال» ناميده شده است؟! پاسخ خداوند متعال، بر اثر نافرمانى تكليف را دشوار مىكند و دشوارى تكليف بر