ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٠ - مقصود
لعن كرد. اين گناه در زمان وى روى داد. او بدرگاه خدا عرض كرد: «خدايا لباس لعنت بر آنها بپوشان ...» و خداوند آنها را بشكل بوزينگان در آورد، عيسى ع كسانى را لعن كرد كه بر آنها مائده نازل شد و كفر ورزيدند.
٢- ابن عباس گويد: مقصود اين است كه آنان در زبور و انجيل، لعن شدهاند، يعنى خداوند كافران بنى اسرائيل را در زبور و انجيل- كه از زبان داود و عيسى است- لعن كرده است، ٣- زجاج گويد: از آنجا كه داود و عيسى دانسته بودند كه حضرت محمد ص از جانب خدا مبعوث ميشود، كسانى را كه به او كفر بورزند، لعن كردند.
قول اول صحيحتر است، مقصود اين است كه خداوند آنان را- باثبات كفر- از آمرزش خود مايوس كرده است، زيرا پيامبران، عقوبت آنها را از خداوند مسألت كرده و دعاى آنها مستجاب است، اينكه لعنت را از زبان داود و عيسى نقل مىكند براى اين است كه گمان نكنند كه آنها را پيش انبياء مقامى است كه سبب نجات آنها از كيفر خواهد شد.( ذلِكَ): اشاره به لعنتى است كه ذكر شد.
(بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ): بواسطه معصيت و تجاوز ايشان است، سپس به بيان حال آنها پرداخته، مىفرمايد:
(- كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ): آنان يكديگر را نهى نميكردند و كارهاى زشت را بدون توجه به منع خداوند، مرتكب مىشدند، ابن عباس گويد: بنى اسرائيل سه فرقه بودند: فرقهاى كه در «روز شنبه» مرتكب معصيت شدند و فرقهاى كه آنها را از اين كار نهى مىكردند ولى از معاشرت آنها خوددارى نكردند و فرقهاى كه آنها را نهى كردند و از آنها جدا شدند، دو فرقه اول ملعون شمرده شدند، از اينرو پيامبر گرامى اسلام فرمود: «امر بمعروف و نهى از منكر كنيد، دست نادان را بگيريد و او را براه حق بياوريد و گرنه خداوند دلهاى شما را بهم مربوط مىسازد و همه شما را لعنت مىكند.»