ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤ - مقصود
حفظ كرده، گويا همه آنها را حفظ كرده است. اين معنى از مجاهد و زجاج و مختار ابن انبارى و مروى از امام باقر (ع) است. امام در دنباله بيان خودش فرمود: از آن بهتر، اين است كه انسانى را از گمراهى حفظ و او را براه راست هدايت كند.
٢- يعنى هر كه پيامبرى يا امام عادلى بكشد، گويى همه مردم را كشته است و عذاب قتل همه مردم را مىبيند و اگر كسى از پيامبرى يا امام عادلى حمايت كند، گويى از لحاظ استحقاق ثواب، همه مردم را زنده كرده است. اين معنى از ابن عباس است.
٣- يعنى هر كه كسى را بنا حق بكشد، گناه همه قاتلان بگردن اوست، زيرا سنت قتل را در ميان مردم رواج داده و آن را براى مردم آسان جلوه داده است. بنا بر اين در قتل قاتلان ديگر نيز شريك است و هر كه جلو قتلى را بگيرد و كارى كند كه همچون سنتى بعنوان منع از آدمكشى در ميان مردم رواج پيدا كند، بطورى كه گناه قتل را بزرگ شمارند و بقتل اقدام نكنند، گويى مردم را احيا كرده، زيرا آنها را از خطرى بزرگ حفظ كرده است. اين است معناى احياى همه مردم. اين معنى از ابو على جبايى و مختار طبرى است. پيامبر گرامى اسلام فرمود: «هر كس سنت پسنديدهاى را رواج دهد، اجر آن و اجر كسى كه تا روز قيامت به آن عمل مىكند، براى اوست و هر كس سنت ناپسندى را رواج دهد گناه آن و گناه هر كس كه تا روز قيامت به آن عمل كند، بگردن اوست» ٤- ابن مسعود و گروهى از صحابه گويند: يعنى از نظر مقتول مثل اين است كه همه را كشته باشد و از نظر آنكه نجات يافته، مثل اين است كه همه را احيا كرده باشد.
٥- يعنى قصاص قتل بر قاتل لازم است، چنان كه با كشتن همه مردم نيز قصاص او واجب است و كسى كه از قاتل در گذرد و از قصاص او چشمپوشى كند، مثل اين است كه همه را عفو كرده باشد. اين معنى از حسن و ابن زيد است. در حقيقت حيات دهنده خداوند متعال است و جز او كسى قادر بر احيا نيست. بنا بر اين نسبت احيا بديگرى دادن مجاز است. چنان كه نمرود گفت:(أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ) (بقره ٢٥٨: من زنده كنم و بميرانم) و براى اثبات گفتار خود يكى را كشت و يكى را باقى گذاشت.