ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢ - اعراب
بيان آيه ٣٢
قرائت
ابو جعفر، قرائت كرده است: «من اجل» بفتح نون و اسقاط حمزه. بنا بر اين بمنظور تخفيف، همزه حذف شده است. چنان كه: بجاى «كم ابلك» گويند: «كم بلك»
لغت
اجل: جنايت. «اجل عليهم شراً» يعنى: بر ايشان جنايت كرد. و به همين معنى است: «جر عليهم جريرة» آن گاه مىگويند: «فعلت ذلك من اجلك» يعنى اين كار را بواسطه جنايت تو انجام دادم. گويى منظورش اين است كه: تو مرا بر اينكار واداشتى و تو مرا به جنايت كشاندى. «اجل» بمعناى مدت هم از همين اصل است، زيرا زمانى است كه هر عقدى و قرار دادى به آنجا كشانيده ميشود و همچنين «اجل» به معناى «آرى» كه رام شدن در برابر چيزى است كه انسان بجانب آن كشانيده شده است. اين كلمه به معناى گلّه گاو وحشى نيز آمده. عدى بن زيد گويد:
|
اجل ان اللَّه قد فضلكم |
فوق من احكأ صلباً بازارٍ |
|
يعنى به خاطر اين كه خداوند شما را بر همه مردمى كه به نياكان خود فخر مىكنند برترى داده است (يعنى من اجل انّ ...) اسراف: در مقابل سختگيرى و ميانه روى است. چنان كه اقتصاد، حد ميانه روى است كه از زياده روى و سختگيرى بر كنار است.
اعراب
(مِنْ أَجْلِ): درباره اين كلمه اختلاف است. برخى گفتهاند مربوط است به «النادمين» يعنى بخاطر اينكه در موقع قتل برادر، بخاكش نسپرد، نادم شد. روايت شده است كه نافع بر سر(مِنْ أَجْلِ ذلِكَ) وقف ميكرد و اينجا را خاتمه كلام قرار