ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٣ - مقصود
(نور ١٣: چرا چهار شاهد نياوردند؟)
مقصود
اكنون خداوند از حال منافقان اهل كتاب خبر داده مىفرمايد:
(- وَ إِذا جاءُوكُمْ قالُوا آمَنَّا): هنگامى كه نزد شما مىآيند، گويند: ايمان آورديم و تصديق كرديم.
(وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ): گويند: در اينباره دو قول است:
١- حسن و قتاده گويند: يعنى آنها در حال كفر بر پيامبر داخل و در حال كفر از نزد او خارج شدند.
٢- يعنى: آنها در همه حال داراى كفر هستند. بهر حالى كه داخل شوند و از هر حالى كه خارج شوند، كفر با آنهاست و از آنها جدا نميشود. بدينترتيب خداوند متعال، آنها را بوسيله كفر متعين و از ديگران ممتاز مىسازد.
(وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما كانُوا يَكْتُمُونَ): خداوند به باطن آنها داناتر است. اكنون مىگويد:
آنها خصال ناپسند ديگرى به نفاق خود ضميمه مىكنند:
(- وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ): بسيارى از آنها- بقولى يعنى رؤسا و علماى آنها را- مىبينى كه در كفر (بقول سدى) و تجاوز از حدود الهى شتاب مىكنند. برخى گويند: «اثم» هر گونه گناهى و «عدوان» ستم است. يعنى در راه ظلم و گناه كه موجب بدبختى آنهاست، شتاب مىكنند.
(وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ): حسن گويد: يعنى براى قضاوت ميان مردم، رشوه مىگيرند.
علت اينكه «رشوه» را سحت ناميده، اين است كه: سرانجام انسان را دچار استيصال و بينوايى مىكند و بركت مال را مىبرد.
علماى معانى گويند: كلمه «مسارعت» بيشتر در كار خير استعمال ميشود مثل(يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ) (آل عمران ١١٤: در نيكيها شتاب مىكنند) فايده استعمال اين كلمه، در اينجا اين است كه ميخواهد بگويد: آنها در راه گناه و ستم و رشوه چنان مىشتابند كه گويى براه حق مىشتابند و از مردم حقى و طلبى دارند. به همين