ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨١ - مقصود
و نقير در پشت هسته و قطمير پوست هسته خورما است.
خداوند، دادن كتاب بدست راست را نشان خشنودى و نجات و دادن كتاب بدست چپ از پشت سر را نشان خشم و هلاك، قرار داده است.
(وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا): در باره معناى آن نيز اقوالى است:
١- ابن عباس گويد: اين جمله اشاره به نعمتهايى است كه ذكر آنها گذشت.
يعنى: هر كس نسبت به اين نعمتهاى عبرت آموز و حكمت آميز، كور است، نسبت به نعمتهاى آخرت، كه از او غايبند، كورتر خواهد بود.
٢- اين آيه، اشاره بدنياست. يعنى: هر كس در اين جهان از ديدن آيات خدا نابينا و از راه حق، گمراه و از دين، دور باشد، در آخرت، گمراهتر و از بهشت دورتر و از پاسخ سؤالات، ناتوانتر خواهد بود، زيرا هر كس در دنيا از شناسايى خدا، گمراه باشد، در آخرت مبهوت است و براى تبرئه خود دليلى ندارد. بنا بر اين «اعمى» اول، اسم و دوم فعل است. اين قول، از ابن عباس، مجاهد و قتاده است.
٣- ابو مسلم گويد: يعنى هر كس در اين جهان كوردل است، در آخرت با چشم نابينا محشور مىشود و اين عقوبت گمراهى او در دنياست. مثل:( وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى) (طه ١٢٤: روز قيامت، او را كور محشور مىكنيم) معناى:( فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ) (ق ٢٢: امروز چشم تو تيز است) اين است كه: معرفت شخص در آن روز قوى و عارف بمقام والاى خداوندى مىشود. عرب مىگويد: «فلان بصير بهذا الامر» يعنى: او به اين كار معرفت دارد، نه اينكه اين كار را بچشم مىبيند.
بنا بر اين جمله:( فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى) براى مبالغه و تعجب نيست، بلكه به معناى عدم معرفت و كودنى شخص در آخرت است و بدين ترتيب،( وَ أَضَلُّ سَبِيلًا) به تقدير:
و هو اضل سبيلا است، تا جمله كامل و عطف بر جمله: فهو فى الآخرة اعمى باشد. يعنى:
هر كس در اين جهان كوردل است، در آن جهان كور محشور مىشود و گمراهتر است.
ممكن است مقصود از كورى، اندوه بىپايان باشد.