ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٩ - مقصود
غير فورى و ناله خوب وجود دارد.
٣- هر گاه قبول كنيم كه مقصود از برترى دادن، زيادى ثواب و «من» براى تبعيض است، چه مانعى دارد كه جنس فرشتگان، بهتر از جنس بنى آدم باشد؟! زيرا فضيلت فرشتگان، مال همه يا اكثر آنهاست و فضيلت بنى آدم، بگروه كمى تعلق دارد، بنا بر اين چه مانعى دارد كه پيامبران برتر از فرشتگان باشند، اگر چه جنس فرشتگان، برتر از جنس بنى آدم است.
پرسش:
اگر معناى تفضيل و تكريم، يكى است، چرا تكرار شدند؟! پاسخ:
تكريم، گرامى داشتن بوسيله نعمت است و مستلزم اين نيست كه كسى را كه بوسيله نعمتها گرامى مىدارند، برتر هم باشد، از اينرو پس از ذكر تفضيل، تكريم را آورد، تا مطلب را تمام كرده باشد.
برخى گفتهاند: تكريم مربوط به نعمتهاى دنيا و تفضيل مربوط به نعمتهاى آخرت است.
برخى گفتهاند: تكريم، به نعمتهايى است كه باعث صحت تكليف مىشوند و تفضيل، به تكليفى است كه بنى آدم را در معرض منزلتهاى عالى قرار مىدهد.
(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ): در اين باره اقوالى است:
١- مجاهد و قتاده گويند: يعنى روزى كه مردم را بوسيله پيامبرشان دعوت كنيم، بنا بر اين مقصود اين است كه: در روز قيامت، ندا مىكنند كه: پيروان ابراهيم، پيروان موسى، پيروان محمد ٦ بيايند. آنها كه اهل حقند و پيروى انبيا كردهاند، برخاسته، كتاب خود را بدست راست مىگيرند. سپس ندا مىكنند كه: پيروان رؤساى گمراه و سركش بيايند. مضمون اين معنى را سعيد بن جبير از ابن عباس نقل كرده است.
از على (ع) روايت است كه: امامان بر دو قسمند: امامان هدايت و امامان گمراهى.
والبى نيز از آن بزرگوار روايت كرده است كه: امامان ايشان، برخى براه خيرند و