ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٨ - مقصود
گرامى اسلام است. برخى گويند: بخاطر اين است كه انسان خدا را مىشناسد و او را فرمان مىبرد. برخى گويند: بخاطر همه اينها و نعمتهاى ديگرى است كه به انسان اختصاص دارد. اين قول، بهتر است.
(وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ): ما بنى آدم را در خشكى سوار بر شتر، اسب، قاطر، الاغ و مركبهاى ديگر و در دريا سوار بر كشتى كرديم.
(وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ): و ميوههاى گوارا و چيزهاى نيكو و لذتبخش را روزى ايشان كرديم. اينها اختصاص به انسان دارد و حيوانات را در آن سهمى نيست.
(وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا): و ايشان را بر بسيارى از مخلوقات، برترى بخشيديم. بعضى به اين آيه، استدلال كردهاند كه: فرشتگان برتر از پيامبرانند، زيرا از اين جمله استفاده مىشود، كه اولاد آدم بر همه مخلوقات برترى ندارند بلكه بر بسيارى از آنها. پس آنها بر حيوانات برترى دارند ولى بر فرشتگان برترى ندارند.
اما بچند دليل، اين عقيده باطل است:
١- مقصود از اين برترى، ثواب نيست، زيرا ثواب، چيزى نيست كه بتوان ابتداء و بدون عمل به كسى بخشيد و بدانوسيله، او را بر ديگران برترى داد. بلكه مقصود از اين برترى، همان نعمتهايى است كه پارهاى از آنها را شمرديم.
٢- مقصود، از «كثير» جميع است. يعنى: ما اولاد آدم را بر مخلوقات ديگر، كه بسيارند، برترى دادهايم. نمونه آن در محاورات عرفى بسيار است. مثلا: جاه و مقام پهناور خود را به او بخشيدم و حريم منيع خود را براى او مباح كردم. مقصود اين است كه همه جاه و مقام خود را بخشيدم و همه حريم خود را مباح كردم، نه قسمتى از آنها را. شاعر گويد:
|
من اناس ليس فى اخلاقهم |
عاجل الفحش و لا سوء الجزع |
|
يعنى: مردمى كه در اخلاق آنها زشتى فورى و ناله بد نيست. بديهى است كه منظور اين است كه: در اخلاق آنها زشتى و ناله، بكلى وجود ندارد، نه اينكه زشتى