ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٧ - مقصود
يعقوب و سهل، بفتح فاء است. اهل مدينه، به كسر و تنوين فاء و ديگران بكسر فاء و بدون تنوين خواندهاند.
قرائت نخست، بنا بر اين است كه كلمه، مبنى بر فتح و اسم فعل است به معناى «اتضجّر»[١] قرائت دوم، بنا بر اين است كه تنوين تنكير بر آن اضافه شده باشد. مثل «صَهٍ و مَهٍ» و قرائت سوم بنا بر اين است كه معرفه باشد نه نكره.
اصل اين كلمه، مصدر است. زجاج هفت وجه در آن جايز دانسته: فتح فاء، ضم فاء و كسر فاء و هر يك از آنها با تنوين و بدون تنوين. وجه هفتم «افّى». ابن انبارى به تخفيف فاء مفتوح نيز اضافه كرده. ابو الحسن گويد: «اف» بهتر است.
اعراب:
بالوالدين: متعلق به قضى. يعنى: «قضى بالوالدين احسانا» ممكن است به تقدير «اوصى بالوالدين ...» باشد. و حذف آن بخاطر دلالت كلام است. نظير آن شعر زير است:
|
عجبت من دهماء اذ تشكونا |
و من ابى دهماء اذ يوصينا |
|
|
خيراً بها كأننا خافونا |
يعنى: تعجب دارم كه دهماء از ما شكايت مىكند و از ابى دهماء كه ما را سفارش مىكند كه در باره او نيكى كنيم، مثل اينكه ما ترسيدهايم. در اينجا «يوصينا» در «خيراً» عمل كرده است.
(كَما رَبَّيانِي): كرحمة تربيتهما. يعنى: رحمت و محبتى كه هنگام تربيت ايشان پديدار مىگشت. برخى گويند: كاف به معناى «على» است.
مقصود:
قبلا در باره نهى از شرك و گناهان سخن گفت. اينك در باره امر به يكتا پرستى و فرمانبردارى حق، مىفرمايد:
(وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ): ابن عباس، حسن و قتاده، گويند: يعنى پروردگارت
[١]- يعنى ملول و خسته شدم