سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨ - يك نكته از اين معنا (شرح يك كلمه)
پس چگونه دستور مىدهند كه كرامت و شرافت آن را حفظ كرده و عزيزش بداريد! چگونه بين اين هر دو ضد امر و نهىـ بايد جمع كرد؟ اين پرسشها، از قديم بوده است و تا كنون هم هست.
حقيقت مطلب اين است كه انسان، شاهكار خلقت و معجونى عجيب است. خدا در آفرينش اين انسان، قدرتنمايى عجيبى كرده است.[١]
تا جايى كه ما مىشناسيم و به ما شناساندهاند، ميان مخلوقات خدا موجودى برتر از انسان آفريده نشده است. انسان موجودى است كه تمام استعدادها و كمالات بالقوّه را دارد؛ در عين حال، در معرض پستترين منازل، پرتگاههاى سقوط و دَرَكات نزول هم قرار دارد. اگر شما خطى را رسم كنيد و نقطهاى را در نظر بگيريد و دو طرف اين نقطه را به سمت راست و چپ يا به طرف بالا و پايين به شكل محور مختصاتـ فرض كنيد؛ نقطه مركزى آن، «آفرينش انسان» هنگام انعقاد نطفه يا زمان تولد است. در اين نقطه، آن قدر امكانات ذخيره شده و پتانسيل وجود دارد كه مىتواند اين موجود را به سوى بالا در محور ايگرگها (y) به سمت بىنهايتـ سوق دهد؛ يعنى سيرى كه حد و حصر ندارد. هرچه بالا برود، باز هم مىتواند كه بالاتر رود (البته در واقع، حد و مرزى دارد امّا ميل به بىنهايت دارد). اين، همان استعدادهاى نخستين است كه خدا در نهاد اين موجود نهاده است.
اين بخش «مثبت» ايگرگها (y) است. اين خطّ خلقت، قسمت «منفى» هم
[١] قدرتى كه در ساخت و ساز اين آدم به كار رفته، آنچنان بزرگ و عجيب است كه تنها خود خدا به سبب اين خلقت فوقالعادهـ مىتوانست به خودش تبريك بگويد: فَتَبارَكَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.