سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - علت فراموش شدن آراى تربيتى اسلام
بكنند، مدركى از دانشگاههاى خارجى بگيرند و به آن افتخار كنند. هنگام برگشت نيز، با تكبر، غبار از خود بيفشانند كه ما مدرك از دانشگاه سوربن و كجا و ناكجا آباد گرفتهايم! به نام آن چند دانشگاه و مقدار اصطلاحات نادرست و درست به هم آميخته فخر مىفروشند و به جلوه مىآيند؛ افتخارات ملّى خويش را در گوشهاى رها مىكنند و به معارف دين، قرآن مبين و به علما و انديشمندان دلسوز اعتنايى نمىكنند!
كوتاه سخن اينكه اسلام توانايى داشت، نسل برومند و نيرومندى را تربيت كند تا مايه سرفرازى كشور باشد؛ اما غربزدگان نخواستند كه از اين منبع غنى استفاده كنند. آنان دل در گرو فرهنگ بيگانه نهادند و معتقَدات غرب را ترويج كردند و آنها را ابزار زندگى خويش ساختند! در نتيجه، به جاى آنكه «مؤمن خويش و كافر فرنگ» شوند، كافر خويش و مؤمن فرنگ شدند!
ناگفته نگذريم كه در همان زمان ـ و بعدها هم حتى تا اين زمان ـ افرادى كه مقابل اين حركت خائنانه قد برافراشتند و ايستادند، كم نبودند؛ بهويژه در ميان مسؤولان آموزش و پرورش، آموزگاران، دبيران و مديران مؤمن و متعهد چنان آدميانى به دست مىآمد؛ كسانى كه با چنگ و دندان، فرهنگ اسلامى را حفظ كردند. آنها كوشيدند معارف اسلامى را به دانشآموزان منتقل كنند. براى اين منظور مدارس ملى را ساختند و در مدارس دولتى هم در حد توان تلاش كردند كه مسائل اسلامى را تبليغ و ترويج كنند. خدمات اين عزيزان ـ در طول تاريخ ـ در پيشگاه خدا محفوظ است؛ خدا به گذشتگان آنها اجر و جزاى كامل مرحمت فرمايد و به زندگان آنها؛ سلامت، سعادت، طول عمر و توفيق بيشتر عنايت كند! مدارس جامعه تعليمات اسلامى و رفاه و علوى، از آن جمله است كه در تهران بنيان نهاده شد.