سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - علت فراموش شدن آراى تربيتى اسلام
كار امام، دقيقاً مانند مهار كردن سيل بنيانكن و استفاده درست از آب آن پس از مهار كردن بود. اندكى در تشبيه پيش گفته تأمل كنيد! آيا در فصل بهار، سيل خروشان را ديدهايد كه سر در كوى و برزن مىنهد و همه چيز را با خود مىبرد. امدادگران در چنين اوضاعى، در نهايت، سيلبند درست مىكنند كه آن را متوقف سازد تا خانهها را خراب نكند؛ ولى اگر سيلى عظيم با امواجى سركش طغيان كند و راه بيفتد، ديگر نه بند دوام مىآورد و نه بنّا؛ زيرا نمىشود كه مسيرش را تغيير داد؛ امان نمىدهد كه سيلبند بزنند. اينجا كسى مىخواهد كه سدّى ذوالقرنينگونه بزند. امام آمد و به خوبى از عهده اين كار برآمد. او، مسير يك سيل بنيانكن را تغيير داد و آن را در اختيار گرفت و برگرداند؛ يعنى كارى شبيه اعجاز انجام داد.
فراموش نكردهايم بعد از پيروزى انقلاب كه «تجملگرايى» در جامعه ما عيب شده بود، حتى بعضى از خانمها حاضر نبودند براى شب عروسى هم آرايش بكنند؛ چون آن را كارى طاغوتى مىدانستند. از ياد نبردهايم خانمهايى را كه قبول نمىكردند مهر سنگينى را در ازدواج بپذيرند. اين قضايا، اسطوره و افسانه نيست؛ بلكه واقعيتهايى است كه در همين كشور اتفاق افتاد. تفريطهايى هم وجود داشت كه اشتباه بود. بايد در تمام امور، اعتدال را رعايت كرد كه «خَيرُالامور» است؛ وگرنه اگر آدم بخواهد كه از افراط به تفريط پناه ببرد ـ آن هم ـ مشكلاتى ديگر به بار مىآورد. افراط و تفريط، كار عاقلان نيست و هيچكدام درست نمىباشد.
با حركت امام، فرهنگ جامعه عوض شد؛ ساده زيستن به جاى تجملگرايى نشست و ايثار، جايگزين خودخواهى و خودپرستى شد و در اندك زمانى، مردم ايثارگر شدند.