سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - تبعيد امام و تعقيب ياران
شماست، چه مىگوييد؟» گفتم: «اگر كارشناس باشد، نمىگويد خط من است و چنين چيزى را نخواهد گفت؛ زيرا خودم مىدانم كه خطم چگونه است». گفت: «اگر ثابت شد كه اين خط تو است؟» گفتم: «اگر چنين چيزى ثابت شد، به لوازمش ملتزم و تبعاتش را پذيرا هستم؛ ولى مطمئن هستم كه چنين چيزى ثابت نخواهد شد. نمونه خط من كه از صبح تا به حال، كه چقدر خط نوشتمـ نزد شما هست، هيچ شباهتى به نوشته آن كاغذ ندارد».
دستاويز ديگرشان در بازجويى، امضاى پاى نامه بود. آنان با اصرار مىگفتند كه مىدانيم اين امضاى تو است؛ همانگونه كه آن خط را هم تو نوشتهاى. آن خط و اين امضا هر دو مال تو است و چون اعتراف نمىكنى، قلم بردار و تعهدنامه بنويس كه اگر ثابت شود اين خط، خط من است، به لوازم قانونى آن هم ملتزم هستم و هر مجازاتى داشته باشد، قبول دارم».
وقتى چنين تعهدى از من خواستند، گفتم: «بنويسم كه كدام نوشته، خط من است؟ آنچه من مىنويسم، صفحه جداگانهاى است؛ مشار اليه «اين نوشته» چيست؟» بازجو گفت: «اين نامهاى كه نزد من است». گفتم: «نامهاى كه نزد شماست؟! هزاران نامه، نزد شماست؛ با اين وصف، معلوم نمىشود كه ضميمه چه چيزى و كدام نامه است . شما مشخصات نامه را توضيح دهيد تا بگويم كه نامهاى با چنان مشخصاتى كه مىگوييد، خط من است يا نيست». گفت: «نامهاى كه با اين عنوان آغاز شده است: «محضر مبارك حضرت آيتالله العظمى خمينى...». با اين وصف، دانستم كه اين، كدام نامه است.
تعهدنامه را اينگونه نوشتم: «نامه چند صفحهاى كه با اين عنوان «محضر مبارك...» آغاز شده است و اين خصوصيات را دارد، خط من نيست و اگر ثابت شد كه اين نوشته خط من است، لوازم (مجازات) قانونى آن را نيز مىپذيرم».