سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٤ - در سفارت ايران در هند
اعتقادات شركآميز را كه مظهرش به نحوى بتپرستى و شبيه بتپرستى و چيزهايى از اين قبيل است، به هيچ وجه نمىپذيرد. اما اينكه چگونه بايد آنها را دعوت كنند، حرف ديگرى است. در هر زمان چگونه بايد حقايق را به مردم فهماند؟ پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)بايد از اول محكم سخن بگويد؛ چراكه اين خط قرمزى است كه شوخىبردار نيست اما ديگران بايد چه كار كنند؟ خود قرآن راهنمايى كرده است؛ وَإِنّا أَوْ إِيّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلال مُبِين،[١]وقتى مىخواهيد بحث كنيد ابتدا با خشونت برخورد نكنيد. وقتى آن مشركان در زندان به نزد حضرت يوسف آمدند و خوابشان را نقل كردند و از تعبيرش پرسيدند. آن حضرت ابتدا تعبير خوابشان را گفت كه چنين و چنان مىشود و بعد گفت: أَأَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللهُ الْواحِدُ الْقَهّارُ،[٢] رفيقها، همبندها حالا بگوييد و انصاف بدهيد كه خداى يگانه بهتر است يا اين ارباب متفرقون، اين خداهاى پراكندهاى كه شما داريد، اينها بهترند يا خداى يگانه؟ ببينيد با چه زبانى با آنها صحبت مىكند. اين راه درست صحبت كردن و دعوت كردن است، اما اينكه ما چگونه مرزهاى اعتقادى حق و باطل را بشناسيم و چه جاهايى قابل اغماض نيست، بحث ديگرى است. بايد بدانيم كه اسلام منادى توحيد خالص
[١] سبأ: ٢٤. [٢] يوسف: ٣٩.