سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٦ - در سفارت ايران در هند
براى امور دنيا را جايز نمىدانند والاّ هيچكس اصل شفاعت را انكار نمىكند؛ إِدَّخَرْتُ شَفَاعَتِي لاَِهْلِ الْكَبَائِرِ مِنْ أُمَّتِي،[١] اين روايت را منابع شيعه و سنّى نقل كردهاند. خود «محمدبنعبدالوهاب» در كتاب توحيدش اصل شفاعت را رد نمىكند، منتها توسلهاى شيعيان را براى حوايج دنيايى بدعت مىداند. شفاعت ما با آنچه كه مشركان قائل بودند چه فرقى دارد؟ بايد گفت ما معتقديم كه كارهاى عالم همه از يك اراده سرچشمه مىگيرد، هيچ چيزى در عالم بدون اذن خداوند تحقق نمىيابد، هيچ كس نمىتواند ارادهاش را بر خداوند تحميل كند. اصلا هيچ كس هيچ چيز غير از آنچه خدا به او داده، ندارد، همه كس همه چيزشان را از خدا دارند. براى هر كار يك اذن تكوينى الهى وجود دارد، ملائكه هم هيچ كارى را بىاذن خدا نمىكنند. قرآن مىفرمايد: ...لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ،[٢] ما معتقديم كه حضرت اسرافيل فرشته حيات است چيزى شبيهش را بتپرستها قائلندـ عزرائيل واسطه در قبض روح است. ميكائيل واسطه در ارزاق است، جبرئيل فرشته وحى است؛ ولى همه بىاذن خدا هيچ حركتى نمىكنند؛ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ، يعنى تا خدا نگويد قدم از قدم برنمىدارند، پس آنها واسطه هستند اما خداوند آنها را
[١] بحارالانوار، ج ٨، ص ٣٠. [٢] انبياء: ٢٧.