سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٢ - با نخبگان و ايرانيان
حالا فهميدم كه عالم پوچ نيست و انسان هم مىتواند آن خلأ درونىاش را پر كند. مىشود انسان به مرحلهاى برسد كه موت و حياتش مساوى باشد و خيلى چيزهاى ديگر. مقصودم از اين واقعهاى كه امشب عرض كردم اين بود كه بعضى از انسانها چنين حالاتى پيدا مىكنند و به اين حالات نمىشود روانپريشى گفت؛ آدمى است كه در امور زندگىاش، در كسبش، در كار و تحصيل و تدريسش، خيلى موفق است، ولى اين خلأ را در وجودش احساس مىكند.
ما الان در مؤسسه خودمان[١] يك استاد امريكايى داريم كه ايمانى قوى دارد. در ايران با همسر ايرانى ازدواج كرده، بچهدار شده، مكه رفته، خانه خريده آنچه از احكام دين ياد مىگيرد بدون هيچ تظاهرى عمل مىكند. شايد اسمش را شماها شنيده باشيد آقاى دكتر محمد لگنهاوسن، اسم محمد را براى خود انتخاب كرده، اصالت آلمانى دارد و اجدادش به امريكا مهاجرت كردهاند. ايشان استاد معروف دانشگاه تگزاس بوده است. داستان به ايران آمدنش بسيار جالب است: يك دانشجوى ايرانى شاگردش بوده، در هنگام جنگ تحميلى عراق عليه ايران اين دانشجو به ايران مىآيد هنوز يك ترم از درسش مانده بوده كه مىگويد من بايد به ايران بروم. مىپرسد چرا؟ مىگويد مىخواهم به جبهه بروم. اتفاقاً مىآيد جبهه و شهيد مىشود. اين استاد
[١] مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(قدس سره) واقع در شهر مقدس قم.