سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٩ - در سفارت ايران در هند
فرض كنيد كارتان در بيمارستانى به دليل بىپولى معطل مانده، يك لحظه كسى از راه مىرسد و مىگويد بيا اين صد هزار تومان را بگير برو بيمارت را معالجه كن. اين كار او خيلى به دل شما مىنشيند، اما اگر هزار بار بگويند پروردگار متعال معادل هزاران برابر اين پول را به تو داده است، درك نمىكنيم. اين چشمى را كه خدا به ما داده چند مىارزد؟! آيا حاضريم چشمهايمان را در برابر ميليونها تومان از ما بگيرند؟! اين گوشى كه با آن مىشنويم چند مىارزد؟! اگر كسى به ما بگويد عقلت را به ما بده، مغزت را به ما بده و در برابرش هرچه پول بخواهى به تو مىدهيم آيا اين كار را مىكنيم؟! آن وقت كه ديوانه شديم آن پولها به چه دردمان مىخورد؟! ارزش اين عقلى كه خدا به ما داده از همه عالم بيشتر است ولى اين را به درستى درك نمىكنيم، اما اگر يك نفر پيدا شد كه پولى به ما داد يا بيمارى ما را درمان كرد، اين را به خوبى مىفهميم، اما هرچه انبياى الهى گفتند همه اين عالم و نعمتهايش را خدا رايگان به شما داده، دستكم در برابر او تعظيم كنيد، به شكرانه اين نعمت دو ركعت نماز در پيشگاه الهى بخوانيد، اهميت نمىدهيم. دشمن خدا هم نيستيم اما درست درك نمىكنيم. خداوند متعال بر اساس رحمت خودش كسانى را قرار داده كه ما را به درك درست نعمتهايش رهنمون كنند.