سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - حكومت
خواهش كرده كه اين بخش از جواهر را مطالعه كند و درباره آن نظر بدهد. معنايش اين است كه در يك كشورى كه مركز بتپرستى عالم بوده، مسلمانها وارد مىشوند، حكومت آنجا را به دست مىگيرند، حكومت كشورى را كه حكم دهها كشور را داشته و اين كار آسانى نيست. آنقدر با مردم خوشرفتارى مىكنند كه آنها اين حكومت را مىپذيرند و اصلا اين حضور باعث مىشود كه هندوستان بهواسطه خدماتى كه اين سلاطين مسلمان كردند و آثار تمدن و فرهنگى كه بجا گذاشتند، در دنيا شهره آفاق شود؛ البته اينكه در ترويج اسلام تا چه اندازه خلوص نيت داشتند، من كارى ندارم. بالاخره آنها هم مثل ديگر سلاطين كشورهاى اسلامى نقطه ضعفهايى داشتهاند. منظورم اين است كه در آنجا مسلمانها توانستند تقريباً طى پنج قرن فرمانروايى، عده زيادى را به اسلام دعوت كنند؛ مردمى كه نسبت به دين خودشان خيلى متعصب بودند. در اين ميان علماى شيعه جايگاه خاصى دارند. اينكه ابتدا كدام يك از علما به آنجا آمد، اصلا ورود علماى شيعه به آنجا چگونه شروع شد و درباره رواج تشيع، داستانهاى زيادى هست. بههرحال با تدبيرهاى زيادى كه علما انجام دادند و البته در رأسش، تقدير الهى، اسلام در آن سرزمين شناخته شد. مدتها بزرگترين علماى اسلام در آنجا پرورش يافتند. بزرگترين