سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٣ - با نخبگان و ايرانيان
خيلى به اين شاگرد علاقه داشته، اين علاقه باعث مىشود كه بيايد تحقيق كند كه اين چه مذهبى است كه جوانى كه يك ترم به پايان دوره دكترايش بوده حاضر مىشود بدون اينكه كسى به سراغش بيايد، به طور داوطلبانه درس را رها كند و به جنگ برود و كشته شود. من سفرى به امريكا داشتم آقاى دكتر خرازى اين آقاى لگنهاوسن را به من معرفى كرد كه او مىخواهد به ايران بيايد، شما راهنمايىاش كنيد. بالاخره مطالعه درباره مذهب اين جوانى كه داوطلبانه رفته شهيد شده، اين آقاى لگنهاوسن را به آنجا رساند كه حقانيت مذهب شيعه را دريافت و تصميم گرفت كه در ايران زندگى كند تا تشيّع را بهتر بشناسد. اينها شاهد اين سخن است. من نمىخواهم بر اساس اينها قضاوت كنم و چيزى را ثابت كنم، مىخواهم بگويم چنين احساسى در بعضى آدمها پيدا مىشود. اين حالات، روانپريشى نيست كه بگوييم برو داروى آرامبخش بخور تا خوب شوى، فراموش بشود، اين احساس، انسان را آزار مىدهد مىخواهد حقيقت را كشف كند. اسلام مىگويد دين، شامل معارف و دستوراتى است كه كمك مىكند بُعد انسانى آدمى شكوفا شود، يعنى انسان بالقوه بشود انسان بالفعل، به عبارت ديگر انسان موجودى است كه ممكن است زندگىاش چهرهها و رنگهاى مختلف داشته باشد؛ يك رنگش حقهبازى،