سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٤ - جامعه امام اميرالمؤمنين
به پرورش ذوق و احساس و عواطفشان مشغولند، بيشتر به جهات عاطفى مىپردازند؛ ولى اين به معناى تضاد بين اين دو چيز نيست. بايد سعى كرد اين دو را با هم همراه كرد. ما درباره اهلبيت هم وظيفه داريم كه معرفت خودمان را زياد كنيم و بكوشيم مقام و صفات آنها را بهتر بشناسيم، و هم وظيفه داريم بر محبت خودمان نسبت به آنها بيفزاييم. در روايات، ادعيه و مناجاتهاى ما به اين نكته اشاره شده كه نهتنها شناخت خود اهلبيت بلكه شناخت دوستانشان هم از نعمتهاى بزرگ خداست؛ فَأَسْئَلُ اللهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُم[١] يعنى از خدا درخواست مىكند كه هم معرفت اهلبيت را به او عطا فرمايد و هم معرفت دوستان آنها ر؛ پس معرفت اهلبيت و حتى معرفت دوستان اهلبيت نعمتى بسيار بزرگ است.
بايد سعى كرد به صورتهاى مختلف آثار محبت و عشق به اهلبيت را ابراز كرد؛ هم با احساس و عواطف و هم با علم و عقل. خوشبختانه از ديرباز در اين سرزمين عشق به اهلبيت در طوايف مختلف وجود داشته است و شايد در جهان نمىتوان سرزمينى را يافت كه مثل اين منطقه محبت اهلبيت بين همه طوايف وجود داشته باشد مخصوصاً محبت به اميرالمؤمنين على(عليه السلام) و سيدالشهدا حسين بن على(عليهما السلام). آثار اين محبت به ويژه در ايام
[١] فرازى از زيارت عاشورا.