سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣ - در سفارت ايران در هند
عارش شد. حاصل آنكه: شفاعتى كه مشركان مىگفتند غير از شفاعتى است كه شيعه مىگويد، اين شفاعت چيزى است كه خود خدا فرموده و در مسير اطاعت اوست. پيغمبر و اولياى خدا هيچ كارى بىاذن او نمىكنند رحمتى كه از دست آنها نازل مىشود و حوائجى كه به دست آنها برآورده مىشود شعاعى از رحمت خداست. ما جاى ديگرى را نمىشناسيم، عقلمان نمىرسد؛ ولى اينها را خوب مىشناسيم و مىدانيم كه رحمت خدا بر اينها نازل مىشود. اين را هم خود خدا فرموده كه عين ايمان و توحيد است. ما مىگوييم كار، كار خداست و به امر او جارى مىشود. پس اگر كسانى واقعاً چنين اعتقادى داشته باشند همان اعتقادى كه ما به ائمه اطهار داريمـ اين شرك نيست، اما آن باورى كه مشركان مكه داشتند و مىگفتند: ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللهِ زُلْفى، اين شرك است هرجاى ديگر نيز كسانى باشند كه بت را بپرستند و بگويند اين واسطه است براى اينكه ما را به الله نزديك كند تازه مىشوند مثل آن مشركان مكه، اين توحيد نيست، فرقى نمىكند كه اسم الله را بياورند يا رمز الله را بگويند. وقتى از مشركان مكه مىپرسيدند چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است مىگفتند: الله؛ وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَْرْضَ لَيَقُولُنَّ اللهُ،[١] مىگفتند ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى الله
[١] لقمان: ٢٥.