سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤ - در سفارت ايران در هند
زُلْفى،[١] به صرف اينكه الله مىگفتند موحد نمىشدند، اين شرك در ربوبيت است. ءَأَرْبابٌ مُتَفَرِّقُون[٢] يعنى كسانى كه دستاندركارند، بسيارى از كارها دست آنهاست؛ يكى اختيار عشق دست اوست، ديگرى اختيار روزى، اين شرك است. اما ما مىگوييم همه كارها دست الله است.
خدا بايد خودش بپسندد كه براى چه كسى شفاعت كند يعنى خدا بلاتشبيه مثل پدرى است كه به مادر مىگويد بيا براى بچهاى كه تخلف كرده است وساطت كن تا من ببخشمش، بلاتشبيه واسطه را خود او تعيين مىكند، اين شرك نيست. برخلاف اينكه پدر و مادرى با هم اختلاف دارند پدر مىخواهد پسر را بزند مادر مىآيد دست پدر را مىگيرد و ارادهاش را بر او تحميل مىكند، در اين صورت ديگر مديريت پدر نيست اين مديريت مادر است، كارى كه شفعاى ما و اولياى خدا مىكنند، بىاذن خدا نيست؛ وَلا يَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضى،[٣] مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِه[٤]خود او اذن مىدهد خود او اشاره مىكند كه برويد شفاعت كنيد. بنابراين بتپرستان هرچند بگويند كه ما بتها را واسطه مىدانيم، موحد نيستند، اينها مشرك هستند، مثل
[١] زمر: ٣. [٢] يوسف: ٣٩. [٣] انبياء: ٢٨. [٤] بقره: ٢٥٥.