سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٦ - با نخبگان و ايرانيان
زندگى نيست و امرى حاشيهاى است همانند خيلى چيزهاى ديگر زندگى كه گاهى ارزش هم دارد و انسانها خيلى دوستش دارند، براى آن سرمايه گذارى مىكنند، پول خرج مىكنند ولى جزو متن زندگى نيست مثل انواع هنره؛ نقاشى، خطاطى، مجسمه سازى و...، اينها بخش عظيمى از وقت و تلاش انسانها را به خود اختصاص مىدهد و اصلا كسانى سراسر زندگيشان را وقف همين كارها مىكنند و به آن عشق مىورزند. يك نقاش هنرمند براى كسب درآمد نقاشى نمىكند، او نياز روحىاش را با نقاشى ارضا مىكند.
اگر بعضى از هنرها هم بازارى و وسيلهاى براى پول درآوردن شده است اينها جنبه ثانوى دارد، ولى اصل هنر، وسيله پول در آوردن نيست اشتياق درونى ويژهاى است كه انسان به زيبايى دارد و آن را به صورتهاى مختلف در هنرهاى گوناگون تجلى مىبخشد. اگر اين نياز برآورده نشد، انسان نمىميرد. نه مانع صنعتش مىشود و نه جلوى ترقيات علمى او را مىگيرد. يك دانشمند ممكن است در شبانه روز، هشت ساعتش را صرف علم بكند و هشت ساعتش را هم صرف هنر، اصلا اينها هيچ ربطى هم به هم ندارد. بسيارى از دانشمندان بزرگ بخش مهمى از عمرشان را صرف كارهاى هنرى كردند و اين امر هيچ دخالتى در زندگى اجتماعى و زندگى سياسى و