سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٥ - در سفارت ايران در هند
است؛ فَاعْبُدِ اللهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ،[١] و از هرگونه چيزى كه شائبه شرك داشته باشد پرهيز مىكند.
آيا اين هندوها و بودايىها با مشركان مكه در بتپرستىشان فرقى دارند؟ يعنى آيا اينها چيزى بيش از آنچه كفار مكه مىگفتند كه مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللهِ زُلْفى،[٢] مىگويند؟ و آيا صرف اينكه آنها مىگفتند ما بتها را مىپرستيم تا ما را به الله نزديك كنند اين براى موحد بودنشان كافى بود؟ مشركانى كه قرآن مىفرمايد: إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ...،[٣] چه كسانى بودند؟ همينهايى بودند كه مىگفتند خالق، الله است و ما اين بتها را مىپرستيم تا واسطه نزديكى ما به الله باشند. اين مطلب به هيچ وجه باعث نمىشود كه ما ايشان را موحد بدانيم.
نظير اين مسأله شفاعت و وساطت را در فرهنگ اسلام هم داريم، به ويژه در مكتب تشيع، ما هم نسبت به پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)و ائمه اطهار(عليهم السلام) خضوع داريم، به آنها توسل مىكنيم و از آنها مىخواهيم كه ما را شفاعت كنند؛ البته تقريباً همه مسلمانها، حتى وهابىها نيز به شفاعت اعتقاد دارند، ولى به شفاعت در آخرت قائلند و توسل در دنيا و
[١] زمر: ٢. [٢] زمر: ٣. [٣] توبه: ٢٨.