سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٧ - انجمن فتوّت يزديان
شكر، آيا العياذ باللهـ خدا باد به غبغبش مىاندازد كه بندگان من مىگويند خدايا شكر، لذت مىبرد از اينكه به او احترام مىگذاريم؟! مگر خدا كمبودى دارد كه از گفتن كلمات ما يا نماز خواندن ما كمبودش برطرف شود؟! خداوند شكر كردن را بر ما واجب كرده تا جوهر انسانيت ما را كامل كند تا به خدا نزديكتر شويم. اين كارها كه براى تكامل انسانيتمان انجام مىدهيم، اسمش عبادت است؛ وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِْنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُون[١] اصلا هدف آفرينش اين بود كه ما شيوه بندگى كردن را بياموزيم، تا خودمان به كمال برسيم. انبيا آمدند تا اين راه را به ما نشان دهند. ما عقلمان نمىرسيد كه چه كارهايى بكنيم تا حق ربوبيت الهى ادا شود؛ البته هيچ وقت ادا نخواهد شد اما دستكم به اندازه توانمان. ١٢٤ هزار پيغمبر با اوصيا و يارانشان آمدند اين همه فداكارى كردند، زندان رفتند، شكنجهها ديدند، كشته و تبعيد شدند براى اينكه ما ياد بگيريم چگونه رفتار كنيم، تا خودمان به كمال انسانى برسيم. در اين زمان يك ذخيره الهى باقى مانده كه روزى بيايد و همه كمبودهاى ما را جبران كند، او منتظر چيست؟
ما انسانها علىرغم اينكه فطرتاً طالب كمال و خوبىها و زيبايىها هستيم، اما گرايشهايى هم به اعمال زشت و حيوانى داريم. اين گرايشها چون بيشتر محسوس است
[١] ذاريات: ٥٦.