سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٠ - در سفارت ايران در هند
چنين چيزى را ببينند. اين خانمى كه اين احترام و اين قداست را داشت آبستن و بچهدار شد و آن داستان عجيبى كه همه مىدانيد زمينهاى شد كه بعدها پيروان حضرت عيسى به بهانه اينكه بچه بىپدر نمىشودـ او را فرزند خدا بدانند. بسيارى از يهودىها به حضرت مريم تهمت زدند كه او رفتار نامناسبى داشته و بچه به تعبير ما بلاتشبيه حرامزاده است، ولى پيروان حضرت زكريا گفتند: نه، اين يك معجزه الهى است و بعد كمكم گفتند بگوييم اين هم پسر خداست، مىگويند پسر كيست؟ مىگوييم پسر خداست. اين ابتدا يك لقب تشريفاتى بود. آدمى كه بچه ندارد، شوهر هم نكرده و خدا به او فرزند داده، فرزندش پسر كيست؟ مىگوييم پسر خداست. كمكم اين لقب تشريفاتى بعد از اينكه چند نسل گذشت جدّى شد، گفتند: بله، يك خدايى داريم پدر است و يك خدايى هم داريم پسر است. عيسى پسر خداست! اين سخن را تفسير كردند به اينكه خدا تنزل كرده در مقام جسمانيت در شكم حضرت مريم به اين صورت ظاهر شده است! حالا اسلام با اين قضيه مواجه است. حضرت عيسى(عليه السلام) پيغمبر برجسته خداست و مردم حالا دربارهاش مىگويند اين پسر خداست! حالا اسلام با اين قضيه چه كار كند؟ فرض بفرماييد پيغمبر اسلام به مسيحىها بگويد: شما خودتان مىدانيد كه خدا شأنش نيست كه بچهدار شود، اين يك