جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥ - ديدگاه صحيح در تحليل واقعه عاشورا
ديدگاه صحيح در تحليل واقعه عاشورا
غرض از اين تفاصيل و نقض و ابرامها روشن كردن اين مطلب است كه پرسشى كه طرح كرديم بسيار جدى است و جا دارد در مورد آن بحثهاى مفصل و گسترده حتى در سطوح دقيق علمى و اجتهادى صورت بگيرد. خدا را شاكريم كه امروزه به بركت انقلاب، ذهن مردم و به ويژه جوانهاى ما بسيار باز شده و سطح آگاهى و بصيرت آنها آنچنان بالا رفته كه حتى براى درك معارف و مسائل عميق و دقيق دين نيز آمادگى دارند. از اين رو به بركت اين رشد فكرى ما اكنون مىتوانيم مباحث نسبتاً دقيق علمى و تخصصى را حتى در مجامع عمومى و غير تخصصى طرح كنيم و از بابت درك و هضم آن از جانب مخاطبان نگران نباشيم.
در هر صورت، سؤال اين است كه اگر حكم اسلام اين است كه حفظ جان واجب است و براى آن كه جان به خطر نيفتد، بايد تقيه كرد، پس چرا امام حسين(عليه السلام) اين كار را نكرد و تقيه را كنار گذاشت؟ اگر همانطور كه عمار ياسر در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) به ظاهر اظهار كفر نمود، امام حسين(عليه السلام) نيز بر مواضع خود پافشارى نمىكرد، جان خود را نجات مىداد و مىتوانست ساليانى به ترويج و تقويت مبانى و معارف اسلام بپردازد. حتى امام حسين(عليه السلام) لازم نبود مانند عمار اظهار كفر نمايد، بلكه فقط كافى بود كه اعلام كند با يزيد مخالفتى ندارم. اگر همين يك جمله را مىگفت جان خود را حفظ كرده بود و مىتوانست با ادامه حيات خود خدمات ارزندهاى براى اسلام و جامعه اسلامى انجام دهد.
شبهه مذكور هنگامى بيشتر تقويت مىشود كه توجه كنيم امام حسين(عليه السلام) سالهاى زيادى در كنار برادرش امام حسن(عليه السلام)حكومت كسى همچون معاويه را تحمل كرده بود و امام حسن(عليه السلام) حتى به امضاى صلحنامه با معاويه تن داد. در طى اين سالها امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) در مدينه زندگى مىكردند و به