جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٥ - روش هاى تضعيف دين و ارزش ها در جامعه
اگر علم دارد، ولى به لوازم آن ملتزم نيست، كافر است. چنين كفرى كه از روى علم و عمد است بدترين نوع كفر نيز هست. كفر گاهى به دليل جهل و ناآگاهى است، اما گاهى منشأ كفر، عناد و كينهتوزى و لجاجت است. اين دومى كه «كفر جحودى» ناميده مىشود به مراتب از كفر نوع اول بدتر است.
در هر صورت، سالهاى بسيارى است كه روانشناسان به ايناصل روانشناختى پى بردهاند كه اگر بخواهند اعتقادى را از مردم و افراد يك جامعه بگيرند لازم نيست كه مستقيماً آن اعتقاد را مورد نقد و هجوم قرار دهند، بلكه كافى است كه بستر اجتماعى را طورى فراهم كنند كه مردم در عمل برخلاف آن رفتار كنند. اگر زمينه و بستر گناه در جامعه فراهم و فراوان باشد و مردم به ارتكاب گناه عادت كنند، كمكم خودبهخود ايمانشان تضعيف و در نهايتْ سلب مىگردد.
اين يك رابطه دو سويه است كه اعمال و رفتار انسان اگر در جهت صلاح و سداد باشد موجب تقويت ايمان مىگردد، و گناه و زشتكارى ايمان را تباه مىسازد و از بين مىبرد. طبق يك تفسير، اين آيه شريفه به جنبه مثبت اين رابطه اشاره مىكند و بيان مىدارد كه عمل صالح ايمان را رفعت مىبخشد و تقويت مىنمايد:
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصّالِحُ يَرْفَعُهُ؛[١] سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود، و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد.
جهت منفى اينرابطه و تأثير گناه در تباه ساختن ايمان نيز در اين آيه شريفه بيان شده است:
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللهِ وَكانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ؛[٢] سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند گرفتند.
[١] فاطر (٣٥)، ١٠. [٢] روم (٣٠)، ١٠.