جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨ - خــوف از خدا

نزولات آسمانى بر ما نازل گردد. گرچه اينها نعمت‌هاى خداوند هستند، اما يكى از بزرگ‌ترين نعمت‌هاى خداوند به بنده‌اش اين است كه او را با خود مأنوس مى‌كند و محبت خود را به دلش مى‌اندازد، به گونه‌اى كه از مناجات با خدا و عبادت او لذت مى‌برد و هيچ‌گاه احساس كسالت و خستگى نمى‌كند. گرچه براى بسيارى از ما شايد اين حرف‌ها شبيه افسانه باشد، اما خداوند بندگانى دارد كه بزرگ‌ترين لذت آنها و لذت‌بخش‌ترين لحظات زندگى آنان زمانى است كه سر بر درگاه حضرت احديت مى‌سايند و در پيشگاه حضرتش تضرع و زارى مى‌كنند و اشك مى‌ريزند. اين نعمتى است كه خداوند فقط به برخى از بندگان خود عنايت مى‌فرمايد و همه افراد از آن بهره‌مند نيستند.

يكى از بالاترين عقوبت‌ها و عذاب‌هايى كه خداوند متوجه برخى افراد مى‌كند اين است كه لذت عبادت را از آنان سلب مى‌كند و طورى مى‌شود كه خواندن دو ركعت نماز آن‌چنان بر آنان سخت مى‌شود كه گويى مى‌خواهند كوهى سنگين را بر دوش بكشند. براى چنين كسانى برخاستن براى نماز صبح از كوه كندن سخت‌تر است، چه رسد به اين كه بخواهند نيمه‌شب و سحرگاهان از بستر گرم و نرم برخيزند و در خلوت شب با پروردگار خويش نجوا نمايند. اين در حالى است كه خداوند در وصف بهشتيان مى‌فرمايد:

كانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ * وَبِالاْسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ؛[١] و از شب اندكى را مى‌آرميدند. و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مى‌كردند.

هم‌چنين خطاب به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى‌فرمايد:

وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً؛[٢] و بخشى از شب را در برابر او سجده كن و شب[هاى] دراز، او را به پاكى بستاى.


[١] ذاريات (٥١)، ١٧ و ١٨. [٢] انسان (٧٦)، ٢٦.