جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨

كرد و خون دل خورد. سال‌هايى نيز در دوران امامت خود اين اوضاع را تحمل كرد. باز اشتباه نشود، شرايطى كه امام حسن(عليه السلام) با آن مواجه بود اقتضاى همان برخورد و رويّه را مى‌كرد. از اين رو هر امام ديگرى هم در شرايط امام حسن(عليه السلام) بود همان كارى را مى‌كرد كه امام حسن(عليه السلام) انجام داد. آن حضرت در زمانى زندگى مى‌كرد كه هر روز شاهد و ناظر بود كه ائمه جمعه و جماعات، بر سر منبرها قربة الى الله پدرش اميرالمؤمنين(عليه السلام) را لعن مى‌كردند! امام حسن(عليه السلام) در آن شرايط راهى جز خون دل خوردن و صبر كردن نداشت و كار زيادى نمى‌توانست انجام دهد. در اين سال‌ها، امام حسين(عليه السلام) نيز در كنار برادر حضور داشت و عكس‌العملش در برابر اين مسائل همان بود كه برادرش امام حسن(عليه السلام) انجام مى‌داد. پس از امام حسن(عليه السلام)، امام حسين(عليه السلام) نيز كمابيش همان رويّه و شيوه برادر را در پيش گرفت و حركت و فعاليت چندانى بر ضد حكومت اموى نداشت.

البته اين‌گونه نبود كه امام حسين(عليه السلام) هيچ فعاليتى انجام ندهد، بلكه كم و بيش به صورت پنهانى و مخفيانه اقداماتى صورت مى‌داد. آن حضرت با برخى از صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه هنوز زنده بودند و برخى افراد ديگر كه شايستگى و لياقتى در آنها مى‌ديد به وسيله نامه و دادن پيغامْ ارتباط برقرار مى‌كرد. به ويژه در ايام حج، آن حضرت فرصت را غنيمت مى‌شمرد و به طور خصوصى با مسلمانان ديدار و براى آنها صحبت مى‌كرد و ارشادشان مى‌نمود. امام حسين(عليه السلام) در اين ديدارها و ملاقات‌ها ضمن بيان مسائل و مشكلات جامعه آن روز، خطرى را كه متوجه اسلام بود خاطرنشان مى‌كرد. برخى از اين ملاقات‌ها و مطالبى را كه حضرت طى آنها بيان داشته‌اند، در كتب تاريخى و روايى آمده است.