جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٠ - روش هاى پاسدارى از دين و ارزش ها
ائمه(عليهم السلام) بدان اهتمام داشتند، انجام مناظره و پاسخگويى به شبهات معاندان و مخالفان بود. حكومتهاى اموى و عباسى نيز تا حدودى ائمه(عليهم السلام) را در اين فعاليتشان آزاد گذارده بودند و آن بزرگواران كم و بيش مىتوانستند آزادانه به اين كار مبادرت ورزند. خلفاى اموى و عباسى گاه حتى در جهت سياستهاى خود و براى كسب وجهه و پايگاه اجتماعى، خودشان زمينه و امكان اين امر را براى ائمه(عليهم السلام) فراهم مىساختند. براى مثال، مأمون براى جلب حمايت مردم خراسان كه طرفدار و دوستدار اهلبيت(عليهم السلام) بودند سياستش اين بود كه به ظاهر خود را علاقهمند به اهلبيت(عليهم السلام) نشان مىداد و از همين رو بود كه امام رضا(عليه السلام) را از مدينه به خراسان آورد و در ظاهر ايشان را به ولايتعهدى منصوب كرد. در راستاى همين سياست، مأمون گاهى جلسات علمى تشكيل مىداد و از امام رضا(عليه السلام) دعوت مىكرد كه با علما و دانشمندان ساير اديان و مذاهب به بحث و مناظره بپردازد.
البته اين طور هم نبود كه حكومتهاى اموى و عباسى كاملا دست ائمه(عليهم السلام) را در اين امر باز بگذارند، بلكه ملاحظاتى نيز در اين زمينه داشتند كه موجب مىگشت محدوديتهايى را در اين باره نسبت به ائمه(عليهم السلام) اعمال كنند. يكى از آن ملاحظات اين بود كه در اثر اين مناظرات، مردم به وجهه علمى بسيار ممتاز ائمه(عليهم السلام) پى مىبردند و موجب اعجاب آنان مىگشت. اين امر به نوبه خود موجب محبوبيت آن بزرگواران در دلها و قلبهاى مردم مىشد. محبوبيت ائمه(عليهم السلام) در ميان مردم نيز مىتوانست زمينهاى براى گرايش مردم به آن بزرگواران و در نتيجه، تهديدى جدى براى حكومتهاى اموى و عباسى باشد. بدين روى، خلفاى بنىاميه و بنىعباس تا جايى دست ائمه(عليهم السلام) را در كارهاى علمى و فرهنگى باز مىگذاشتند كه به اين مرز نرسد.