جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨١ - روش هاى پاسدارى از دين و ارزش ها
ملاحظه ديگر امويان و عباسيان در همين زمينه اين بود كه بيم آن را داشتند كه در نتيجه اين بحثها و مناظرات، حقيقت براى مردم روشن شود و بفهمند كه در مسأله خلافت حق با ائمه(عليهم السلام) است و آن بزرگواران هستند كه واقعاً شايستگى اين مقام را دارند. ماهيت اينگونه مباحث در مواردى به گونهاى بود كه مستقيماً غاصب بودن امويان و عباسيان و برحق بودن ائمه(عليهم السلام) نسبت به امر خلافت را برملا مىساخت. دستكم اين بود كه مردم مىفهميدند بسيارى از كارهاى بنىاميه و بنىعباس برخلاف اسلام و سنّت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است و آنان در واقع از عنوان «خلافت رسولالله(صلى الله عليه وآله)» براى رسيدن به مطامع دنيوى و هوا و هوسهاى خود سوء استفاده مىكنند. ناگفته پيدا است كه اين امر مىتوانست زمينه شورش مردم بر ضدّ خلفا و برچيده شدن بساط حكومت آنها را فراهم كند. مىگسارى، قماربازى، ترتيب دادن مجالس رقص و موسيقى، ارتكاب فحشا و نظاير آنها امورى بود كه در حكومتهاى اموى و عباسى كاملا شايع و رايج بود. مباحثات علمى ائمه(عليهم السلام) مىتوانست به روشن شدن افكار عمومى در اين زمينهها و افشاى ماهيت ضد اسلامى حكومتهاى خلفا منجر شود، و اين چيزى بود كه خلفا به شدت از آن پرهيز داشتند.
وضعيت فرهنگى جامعه آن روز به گونهاى بود كه اكثر مردم خلفاى اموى و عباسى را حقيقتاً «خليفه رسولالله» مىدانستند و خلفا از اين عنوان استفادههاى مهمى مىكردند. يكى از بزرگترين اين استفادهها دستاندازى به ثروت بىحساب بيتالمال مسلمين بود. بر اساس احكام اسلامى، اختيار بسيارى از اموال و دارايىهاى جامعه اسلامى به دست «ولىّامر» و خليفه مسلمين است. خمس، زكات، انفال، صدقات، و درآمدهاى خراجى و مالياتى از جمله اين موارد است. درآمدهاى خراجى در آن زمان مبالغ بسيار هنگفت و