جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - نقد ديدگاه كليسايى در مورد عاشورا

الاْنَ خَفَّفَ اللهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللهِ وَاللهُ مَعَ الصّابِرِينَ؛[١]اكنون خداوند به شما تخفيف داد، و دانست كه در شما ضعفى است. بنابراين، هرگاه يكصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر پيروز مى‌شوند، و اگر يك هزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا چيره خواهند شد، و خدا با صابران است.

اما غير از احكام اختصاصى كه براى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) قرار داده شده، ما در اسلام براى هيچ كس ديگر، حتى شخص اميرالمؤمنين(عليه السلام)، يا امام حسن(عليه السلام)، يا امام حسين(عليه السلام)، و يا شخص امام زمان(عليه السلام) و ساير ائمه(عليهم السلام) نداريم. بلى، ممكن است شرايطى پيش بيايد كه حكمى در يك زمان، بيش از يك مصداق پيدا نكند، اما اين منافات با كليت و عموميتِ حكم ندارد. حكم، كلى و عمومى و براى همه است و اگر به فرض در همان زمان مصداق ديگرى نيز يافت مى‌شد حكمش همين بود، اما فعلا يك مصداق بيشتر پيدا نكرده است. هم‌چنين اگر در زمان‌هاى ديگر موضوع آن حكم محقق شود، باز هم آن حكم جارى خواهد بود. براى مثال، اگر شرايطى كه براى امام حسين(عليه السلام) پيش آمد براى امام رضا(عليه السلام) يا امام عسكرى(عليه السلام) نيز پيش مى‌آمد آنها نيز وظيفه داشتند همان كارى را بكنند كه سيدالشهدا(عليه السلام) انجام داد. اگر مى‌بينيم ساير ائمه(عليهم السلام) چنين اقدامى نكرده‌اند، از آن جهت است كه شرايط آنها متفاوت بوده و موضوع حكم براى آنها محقق نشده است. در فقه، اصطلاحاً گفته مى‌شود «حكم تابع موضوع و قيود موضوع است»؛ يعنى ابتدا بايد موضوع يك حكم با تمام قيود و شرايطى كه دارد محقق شود تا آن حكم فعليت پيدا كند و بدون تحقق موضوع و قيود آن، حكمى در كار نخواهد بود.

 


[١] همان، ٦٦.