جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩١

٧٢ نفر در مقابل ٣٠ هزار نفر صف‌آرايى كرد؟ نتيجه چنين تقابلى از پيش روشن بود كه چيزى جز كشته شدن آن حضرت و يارانش و اسارت حرم آل‌پيامبر(صلى الله عليه وآله) نخواهد بود. پس چه چيزى در ميان بود كه با اين وجود، امام حسين(عليه السلام) كشته شدن را انتخاب كرد؟

مسأله، همان‌گونه كه قبلا نيز اشاره كرديم، خطرى بود كه اسلام را تهديد مى‌كرد. با توجه به مطالبى كه اخيراً بيان كرديم، روشن شد كه براى تضعيف و سلب ايمان و اعتقاد مردم يك جامعه دو راه اساسى وجود دارد: يكى اين كه با القاى شبهات فكرى و علمى، در باورهاى مردم ايجاد تشكيك كنند و آنها را نسبت به عقايدشان دچار شك و ترديد سازند و آن قدر اين كار را ادامه دهند تا در نهايت، كم‌كم آن ترديد نيز تبديل به قطع شود. راه دوم هم اين است كه بستر و زمينه اجتماعى را طورى فراهم كنند كه ارتكاب گناه آسان و رايج گردد. عادت كردن به گناه، سرانجامش آن خواهد شد كه ايمان از قلب‌ها و دل‌هاى مردم رخت برمى‌بندد و حتى آنها را به مقابله با دين مى‌كشاند:

ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللهِ وَكانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ؛[١] سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به ريشخند گرفتند.

هر دوى اين كارها در زمان معاويه به اندازه كافى انجام شده بود. او با تبليغات فراوان و سياست‌هاى شيطنت‌آميز خود، اعتقادات دينى مردم را، به ويژه در مسأله امامت و خلافت و حكومت سست كرده و به انحراف كشانده بود. از آثار تبليغات او همين بس كه روز چهارشنبه نماز جمعه خواند و همه هم به او اقتدا كردند و كسى هم اشكال نكرد كه نماز جمعه چه ربطى به چهارشنبه دارد؟!!

 


[١] روم (٣٠)، ١٠.