جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣ - نقد يك نظريه در تحليل حادثه عاشورا
مىدانست كه كوفيان عاقبتْ بىوفايى مىكنند و آن حضرت را به شهادت مىرسانند در مدينه مىماند و از جاى خود حركت نمىكرد.
ما نظير اين قضيه را در طول ٨ سال جنگ تحميلى و دفاع مقدس خودمان نيز فراوان و متعدد داشتيم. بسيارى از افراد در شبهاى عمليات، خود را روى مين يا سيم خاردار مىانداختند و پل عبور ساير رزمندگان مىشدند، در حالى كه يقين داشتند اين كار به كشته شدن و شهادت آنان منجر خواهد شد. همچنين كم نبودند كسانى كه به وسيله خواب يا از راههايى ديگر، از پيش نسبت به شهادت خود خبر داشتند و در مواردى حتى از روز و ساعت و محل شهادت خود خبر مىدادند.
ما از كسانى كه نظر مذكور را در مورد امام حسين(عليه السلام) و حادثه كربلا دارند سؤال مىكنيم، آيا اين قبيل رزمندگان برخلاف حكم اسلام رفتار كردهاند و بر اساس حكم «وجوب حفظ جان» بايد به جبهه نمىرفتند و اين رشادتها را به خرج نمىدادند؟! اگر آنها به جبهه نمىرفتند و با نثار خون و جانشان از كيان اسلام و مسلمين دفاع نمىكردند، پس چه كسى بايستى اين بار را بر دوش مىكشيد؟! در حقيقت همين جانبازىها و نثار خونها بود كه انقلاب و اسلام را در اين كشور حفظ كرد. اكنون نيز اگر من و شما مىتوانيم در ايام محرم آسودهخاطر و با آرامش خيال در حسينيهها و مساجد و تكايا به عزادارى بپردازيم و براى امام حسين(عليه السلام) اشك ماتم بريزيم از بركت خون همان شهداى والامقام است.
بنابراين، اين تصور كه اگر انسان به شهادت و كشته شدن خود در راهى يقين دارد، نبايد اقدام كند و حفظ جان واجب است، انديشهاى جاهلانه و باطل است. كسانى كه چنين حرفها و مطالبى را عنوان مىكنند از معارف اسلام و تشيع آگاهى و شناخت لازم را ندارند و با روح آن بيگانهاند.