جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢ - بذل جان در راه دين
انحراف و خلل پديد آمد و فقط سه نفر بودند كه هيچ خللى در ايمانشان پديد نيامد. آن سه نفر عبارت بودند از: سلمان، ابوذر و مقداد. البته بعداً عمار و چند نفر ديگر هم به اين جمع ملحق شدند، اما در هر صورت عده آنها در مقايسه با تعداد افراد جبهه مقابل بسيار ناچيز و اندك و در حدى بود كه اصلا به حساب نمىآمد.
پس از آن نيز همواره شيعه اقليتى در ميان جامعه اسلامى بوده كه تحت فشارهاى گوناگون قرار داشته و انواع بلاها، ستمها، رنجها و نامردمىها در حق او روا داشته شده است. همه ما كم و بيش با نمونههايى از اين موارد آشنا هستيم و نيازى به ذكر آنها در اين مقال نيست.
در اين ميان، امامان معصوم(عليهم السلام) و رهبران شيعه هميشه در صدر كسانى بودهاند كه شديدترين غربتها و رنجها و بلاها را متحمل گشتهاند. سيره آنان نيز در مقابل اين ظلمها و فشارها اين بوده كه در هر شرايطى دست از مرام و عقيده و روش خود برنداشتهاند و براى حفظ آن تا پاى جان مقاومت كردهاند. در همين باره اين روايت از اهلبيت(عليهم السلام) مشهور است كه فرمودهاند:
ما مِنّا اِلاّ مَقْتُولٌ اَوْ مَسْمُومٌ؛[١] هيچ يك از ما نيست مگر آن كه يا با شمشير و سلاح و يا به وسيله زهر و سمّ به شهادت رسيده است.
از اين رو هيچ يك از ائمه اهلبيت(عليهم السلام) از دست دشمنان خود در امان نبودهاند و سرانجام پس از تحمل انواع محروميتها و ستمها و نامردمىها به شهادت رسيدهاند. اين دشمنى آنچنان شديد بوده است كه برخى از امامان را در همان ايام جوانى و قبل از رسيدن به سن ٣٠ سالگى به شهادت رساندهاند.
اين مسأله جاى تأمل است كه اين چه دشمنى و خصومتى بوده كه با
[١] بحارالانوار، ج ٧، باب ٩، روايت ٧١، ص ٢١٦.